عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
گلی از باغ جمال تو نچیدم هرگز
همه جا گشتم و حال همه کس پرسیدم
چون تو بدخوی ندیدم نشنیدم هرگز
از بتان محنت بسیار کشیدم لیکن
محنتی کز تو کشیدم نکشیدم هرگز
گر بریدم ز تو از نازکی خوی تو بود
از تو یکدم به دل خود نبریدم هرگز
گرچه پروازگهم روضه حورالعین بود
از سر کوی تو آن سو نپریدم هرگز
تا به گرد مهت از غالیه خرمن دیدم
خرمن ماه به یک جو نخریدم هرگز
نامرادیست مرادم ز تو غم نیست اگر
همچو جامی به مرادی نرسیدم هرگز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از گذر عمر و عدم دستیابی به زیباییهای محبوبش صحبت میکند. او با وجود اینکه در جستجوی عشق و حیرتهای آن بوده، به این نتیجه میرسد که هیچکس به بدخویی محبوبش نرسیده و دردهایش را تجربه نکرده است. شاعر از عشق خود به محبوب میگوید و اعتراف میکند که هرچند بعضی از محنتها را تحمل کرده، اما درد عشق او بینظیر و بیهمتا بوده است. در نهایت، او از عشق ناکام خود به محبوبش یاد میکند و بیان میکند که هرگز از او دور نشده، حتی اگر به ظاهری پرواز و آرزوی گریز به درختان بهشتی داشته باشد.
هوش مصنوعی: زندگی من سپری شد و هیچگاه نتوانستم زیبایی تو را تجربه کنم و هرگز موفق نشدم گلی از زیبایی تو بچینم.
هوش مصنوعی: در هر جا که رفتم، حال همه را جویا شدم، اما مثل تو که بدخلق باشی، نه دیدهام و نه شنیدهام.
هوش مصنوعی: من سختیهای زیادی را از محبوبان دیگر تجربه کردهام، اما هیچ کدام به سختیای که از تو تحمل کردهام، نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگر از تو جدا شدم، به خاطر نازکی و لطافت خودت بود. هرگز نتوانستم در آن لحظه حتی یک لحظه هم تو را از دل خود دور کنم.
هوش مصنوعی: هرچند که مشغول پرواز به بهشت و شادیهای آن هستم، اما هرگز نتوانستم از کنار تو و عشق خودم فاصله بگیرم.
هوش مصنوعی: من به دور دورت را دیدم و مانند خوشهای از خرمن پرستاره آن را مشاهده کردم، اما هرگز نتوانستم آن زیبایی را به قیمت کمی خریداری کنم.
هوش مصنوعی: اگرچه به خواستهام نرسیدم و خوشبختیای که میخواستهام حاصل نشد، اما ناراحت نیستم. اگر مرا از آرزوهایم دور کردهای، مانند جامی که به هدفش نرسیده، بر من گران نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دردی از هجر تو دیدم، که ندیدم هرگز
و آنچه این بار کشیدم، نکشیدم هرگز
کامم این بود که در پای تو میرم روزی
مُردم از حسرت و این کام ندیدم هرگز
بهر تو بس که شنیدم سخن ناخوش خلق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.