جان و دل پیوند کن با یار بی مانند خویش
هرچه غیر از عشق او بند است بگسل بند خویش
او به ذات خود غنی مطلق آمد لیک هست
در ظهور این غنا محتاج حاجتمند خویش
زاهد از نظاره خوبان مرا سوگند داد
جلوه گر زیشان تویی چون نشکنم سوگند خویش
هیچ چیزی نیست پیش دیده عارف حجاب
اوبه عشق توست مشعوف زن و فرزند خویش
عالمی راگوش عقل و هوش برگفتار توست
مهر خاموشی گشا از لعل شکر خند خویش
ناصح مشفق دهد پندم که ترک عشق گوی
روی بنما تا کشد شرمندگی از پند خویش
یار بی مانند ما فرد است جامی از دو کون
فرد شو تا بر خوری از یار بی مانند خویش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به پیوند عمیق عشق و ارتباط با یار بیهمتا اشاره میکند و از بندهایی که غیر از عشق هستند، رهایی میجوید. او به غنای درونی معشوق و نیاز انسان به او اشاره دارد، و به قدرت عشق که میتواند برتر از هر حجاب باشد، تأکید میکند. زاهدان و ناصحان به او پند میدهند که از عشق دوری کند، اما شاعر با قدرت احساس، عشق را ضروری میداند و به دیگران توصیه میکند تا به عشق بپردازند. او در نهایت به فردیت و نزدیکی به معشوق تأکید کرده و از مخاطب میخواهد که در این عشق تنها و مستقلاً جاری باشد.
هوش مصنوعی: دل و جان خود را به یار منحصر به فرد خود گره بزن و هر چیزی غیر از عشق او را رها کن و از خود دور کن.
هوش مصنوعی: او از نظر ذات به حدی غنی است که نیازی ندارد، اما در ظاهر و در بروز این غنا، به خواستهها و نیازهای خود وابسته است.
هوش مصنوعی: زاهد از من خواست که به تماشای زیباییهای خوبان نپردازم و سوگند خورد که من از اینکار پرهیز کنم. اما من نمیتوانم آن سوگند را بشکنم، زیرا تو خود زیبایی و جلوهگری.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نمیتواند مانع ارتباط عارف با حقیقت شود؛ تنها چیزی که او را مشغول کرده، عشق به تو است و همین عشق برایش از همه چیز مهمتر است.
هوش مصنوعی: دانش و فهم یک فرد به سخنان تو بستگی دارد، بنابراین با لبخند شیرین و خاموشیات، دلی را بگشای.
هوش مصنوعی: دلسوزی به من نصیحت میکند که عشق را رها کن و از محبوب خود رو بگردان تا بتواند از شرم نصیحت خود رهایی یابد.
هوش مصنوعی: محبوب و یار بینظیر ما نشاندهندهی یگانگی است. پس برای بهرهمندی از او، باید به رستاخیزی درون خود برسی و از قید و بندهای دنیوی رها شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش
جذبهای خواهم که از هم بگسلانم بند خویش
عشق خونخوار است با بیگانه و خویشش چه کار
خورد کم خونی مگر یعقوب از فرزند خویش
ایستادن نیست بر یک مطلبم در هیچ حال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.