مرا تا کی جگرخون داری ای دل
سرشکم را جگرگون داری ای دل
شدی همدم درون دیده با اشک
همانا عزم بیرون داری ای دل
مرا سرگشته داری گرد عالم
تو هم آیین گردون داری ای دل
به لیلی زلف ماهی میل کردی
قدم در راه مجنون داری ای دل
زاسرار محبت شد جهان پر
چه گوهرهای مکنون داری ای دل
به افسون رام کردی صد پری را
به زیر لب چه افسون داری ای دل
ز چند و چون گذشت اندوه جامی
ز حال او خبر چون داری ای دل


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج خود از عشق میپردازد و دل را مخاطب قرار میدهد. او از جگرخون بودن و اشکهایی که در درونش جاریست، میگوید و احساس سرگشتگیاش در عالم را بیان میکند. دل به او چیزهایی را که نمیتواند بگوید، نشان میدهد و به قدرت عشق و زیباییهایی که در آن وجود دارد اشاره میکند. در نهایت، شاعر از دردهای نامکشوف درونش و حال عشق و وصال میگوید و به رازهایی که به دل سپرده، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی باید مرا دچار درد و زخم کنی؟ چرا اشکهایم را به حال خراب و رنجور تبدیل میکنی؟
هوش مصنوعی: ای دل، درون چشمانت همرا با اشکهایت، نشانهای از عزم و اراده برای بیرون رفتن و رهایی داری.
هوش مصنوعی: تو مرا در دنیای خود سرگردان کردهای و همچون گردون، در چرخش و دگرگونی هستی. ای دل!
هوش مصنوعی: ای دل، تو به زیبایی زلف لیلی دل باختهای و اکنون قدم در راه عاشق دیوانهای به نام مجنون میگذاری.
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر رازهای عشق پر از زیباییها و ارزشهای غیرقابل تصور است. ای دل، تو چه گنجینههای پنهان و ارزشمندی در خود داری!
هوش مصنوعی: تو با جادو و فریب خود، بسیاری از پریان را تسخیر کردهای، اما در دل خود چه رازی نهفته است که این کار را توانستهای به همین آسانی انجام دهی؟
هوش مصنوعی: ای دل، حال او را چگونه میدانی که در غم و اندوه گذشتها غرق شده و چرخه زندگیاش پر از مشکلات است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.