بی رخت چون به چمن راه کنم
سوی گل بنگرم و آه کنم
شرح حالم چو غم آرد حاشا
که ز حال خودت آگاه کنم
قصه هجر دراز و تو ملول
ادب آنست که کوتاه کنم
کفش زن از سر خواری به سرم
تا کلاه شرف و جاه کنم
قصد من روی تو باشد هرجا
ذکر مهر و صفت ماه کنم
هر شبی تا سر کویت جان را
همره آه سحرگاه کنم
گر دلت مردن جامی خواهد
کار بر موجب دلخواه کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای خود میپردازد و ابراز میکند که با غیبت محبوب، چقدر رنج میبرد. او در میان چمنها، به گلها مینگرد و به دلتنگیاش مینالد. هجران را وصف میکند و میستاید که ادب ایجاب میکند از درد و غم خویش کمتر بگوید. هر جا که باشد، عشق به محبوب را در دل دارد و به یاد او در هر صبح به یادش آه میکشد. در پایان، شاعر به محبوب میگوید که اگر به مرگ او راضی باشد، او نیز به خواستهاش جامه عمل میپوشاند.
هوش مصنوعی: وقتی بدون زیباییام به چمن میروم، به گلها نگاه میکنم و غمگین میشوم.
هوش مصنوعی: وقتی غم به سراغم میآید، هرگز نمیگذارم که از حال خودم باخبر شوی.
هوش مصنوعی: داستان جدایی طولانی و بیحوصلگی تو این است که من آن را مختصر و کوتاه کنم.
هوش مصنوعی: کفش زن به خاطر ذلت و خفتی که دارد، بر سرم قرار میگیرد تا بتوانم با کلاهی که نماد شرف و احترام است، خود را بلند مرتبه و با جایگاه عالی معرفی کنم.
هوش مصنوعی: من هر کجا که درباره مهربانی و زیبایی سخن بگویم، به یاد تو و چهرهات خواهم بود.
هوش مصنوعی: هر شب تا نزدیکیهای صبح، با دلی پر از حسرت و آه، به راهی که به تو میرسد میروم.
هوش مصنوعی: اگر دل تو بخواهد که جام مرگ را بنوشی، من کاری میکنم تا خواستهات برآورده شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به کی از ستمش آه کنم
به که تفویض الیالله کنم
منعم از شکوهٔ آن زلف مکن
قصهای نیست که کوتاه کنم
به سفر میروی ای سرو روان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.