دی تجربة المداد کردم
وصف خط تو سواد کردم
شاگرد شدم خط لبت را
نسخ خط اوستاد کردم
هر نقطه که بر ورق نهدم
از خال و رخ تو یاد کردم
هر دال و الف که نقش بستم
زلف و قدت اعتقاد کردم
خط تو چو کرد رستن اغاز
اغاز« و ان یکاد» کردم
زلف تو شبم به آخر آورد
بر روی تو بامداد کردم
تا از غم خود رهم چو جامی
خود را به غم تو شاد کردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت خط معشوقش اشاره میکند و خود را به عنوان شاگردی در یادگیری هنر نوشتن معرفی میکند. او بیان میکند که هر نقطه و حرفی که بر روی کاغذ میزند، به یاد خال و زیبایی صورت محبوبش است. همچنین، زلف معشوق را به قلم خود تشبیه کرده و ترسیم زیباییهای او را چنان بیان میکند که در نهایت خود را به شادمانی و تسکین و غم عشق مرتبط میسازد. شاعر در پایان میگوید که با وجود غم عشق، این عشق او را شاد کرده است.
هوش مصنوعی: من تجربیاتم را به کار گرفتم و دربارهی زیبایی خط تو سخن گفتم.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی لبانت درس گرفتم و از نوشتههای استاد خود بهره بردم.
هوش مصنوعی: هر جا که قلم را بر کاغذ میزنم، یاد و خاطره چهره و زیبایی تو را در ذهن دارم.
هوش مصنوعی: هر حرف و نشانی که برای زیبایی و زیباییات ترسیم کردم، به تو و قد و زلفت ایمان آوردم.
هوش مصنوعی: هنگامی که خط تو آغاز به ظهور کرد، به اینجا رسیدم که به خودم بگویم "این ممکن است".
هوش مصنوعی: موهای تو شب را به پایان رساند و صبح را در چهرهات دیدم.
هوش مصنوعی: برای رهایی از غم خود، هنگامی که خودم را به خاطر غم تو شاد کردم، مانند جامی پر هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.