کجاست منزلت ای گنج دیریاب کجا
کجا نشان تو یابم درین خراب کجا
نهان چو آب حیاتی درین سرای فریب
کجا وصال تو جویم درین سراب کجا
لبت به کام رقیبان چگونه آتش شوق
نشیند از دلم آتش کجا و آب کجا
به گفت و گوی تو مستغنیم ز نامه و پیک
خطاب دوست کجا قاصد و کتاب کجا
ز بس که مست توام روز و شب نمی دانم
که روز شیب کجا شد شب شباب کجا
فراق روی تو بر من سیاه ساخت جهان
کجاست شعشعه نور آفتاب کجا
بریز خون همه تا تورا نبیند کس
کجاست روی تو را طاقت نقاب کجا
به فقر عاریتی دعوت فتوت چند
سواد اصل کجا گونه خضاب کجا
جناب پیر مغان جامی آسمان علاست
کجاست مورد هر سفله آن جناب کجا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی معشوق و منزلت او میپردازد و از گمگشتگی در دنیای فریب و سراب سخن میگوید. او به شدت شوق و اشتیاق خود را برای وصال معشوق ابراز میکند و فراق او را بر زندگیاش سنگینی میکند. پرسشهای مکرر وی نشاندهنده عمیقترین حسرتها و آرزوهایش در جستجوی معشوق و نور وجود اوست. شاعر از حال مستی و شگفتیاش در دلدادگی میگوید و به ظلمتی که بر دلش نشسته، اشاره میکند. در نهایت، او به شخصیت جناب پیر مغان اشاره کرده و از عظمت او سخن به میان میآورد.
هوش مصنوعی: کجاست محل تو ای گنجی که به راحتی قابل دسترسی نیست؟ کجا میتوانم نشانهای از تو در این ویرانه پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: آب حیات به صورت پنهان در این دنیای فریبنده وجود دارد، اما من در این سراب کجا میتوانم وصال تو را پیدا کنم؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم آتش شوق را در دل خود خاموش کنم وقتی که لبت مورد هوس رقیبان است؟ چگونه میتواند آتش و آب با هم کنار بیایند؟
هوش مصنوعی: ما به صحبتهای تو نیاز داریم و نیازی به نامه و پیام نداریم؛ خطاب به دوست، دیگر قاصد و کتاب چه معنایی دارند؟
هوش مصنوعی: از شدت عشق و شیدایی به تو، نمیدانم که روزها چگونه میگذرد و شبها چه زمانی میآید.
هوش مصنوعی: فراق و دوری تو باعث شده که دنیا برایم تاریک و بدون رنگ به نظر بیاید. کجاست نور و روشنی آفتاب در این روزهای غمناک من؟
هوش مصنوعی: خودت را برای کسی نپوشان و از دیگران دوری کن تا کسی نتواند تو را ببیند. آیا قدرت انتظار کشیدن برای دیدن تو را دارم وقتی که چهرهات زیر پوشش پنهان است؟
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به موضوع فقر و افتخار دعوت میکند و میپرسد که اگر فضائل و ارزشها زائیده از فقر هستند، پس کجا به اصل این فضائل میتوان دست یافت و کجا رنگ و ظاهر آنها را میتوان دید. به نوعی، او به تضاد بین اصول و ظواهر اشاره دارد.
هوش مصنوعی: پیر مغان که همواره به او احترام گذاشته میشود، در کجاست که آسمان از ویژگیهای بخصوصی برخوردار است؟ و آیا جایی برای افراد بیمقدار و کمارزش هم وجود دارد در حضور او؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا
ببین تفاوتِ ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خِرقِهٔ سالوس
کجاست دیرِ مُغان و شرابِ ناب کجا
چه نسبت است بهرندی صَلاح و تقوا را
[...]
امید عیش کجا و دل خراب کجا
هوای باغ کجا، طائر کباب کجا
به می نشاط جوانی به دست نتوان کرد
سرور باده کجا، نشئهٔ شباب کجا
به ذوق کلبهٔ رندان کجاست خلوت شیخ
[...]
کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟
شکوه بحر کجا، خیمه حباب کجا؟
مرا که جلوه هر ذره است رطل گران
کجاست حوصله جام آفتاب، کجا؟
نمانده است ز دل جز غبار افسوسی
[...]
به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
کجا روم دگر ای خان و مان خراب کجا
اشاره ای ست که از باده سیر نتوان شد
وگرنه مست کجا، رغبت کباب کجا
در آن دلی که غم عشق نیست راحت نیست
[...]
کجا رسم من مسکین بدان جناب کجا
وصال بحر کجا گمره تراب کجا
در انتظار قدومت بجان رسید دلم (کذا)
کجاست وعده وصلی از آن جناب کجا
گهی قرار دهم آن که بینمت در خواب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.