بر اوج حسن چون خورشید فردی
ولی هرگز به گرد ما نگردی
ازانم چون شفق در خون که بی تو
نهاده ست آفتابم رو به زردی
شود طی بر دعاهای تو یکسر
اگر طومار عمرم در نوردی
ز خوان عشق تو جز غم نخوردم
غم غمخوارگان هرگز نخوردی
ز سر تا پا همه دردم ز هجران
بیا جانا که تو درمان دردی
به مردی بار غمهایت کشیدم
نکردی هرگزم تحسین که مردی
پشیمان گشتن از آزار جامی
چه سود اکنون که کردی آنچه کردی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و دوری معشوق سخن میگوید و حسرت بر این دوری را در دل دارد. او خود را در وضعیتی میبیند که از فقدان معشوق رنج میبرد و حالتی شبیه به غروب آفتاب را تجربه میکند. شاعر به دوستی و محبت معشوق اشاره میکند و از عدم توجه او به زحمات و آلامش گلایه میکند. این غزل به نوعی بیانگر حسرت و اندوه عمیق شاعر از جدایی و عدم پاسخ معشوق است. در نهایت، شاعر از پشیمانیاش از آزار به معشوق یاد میکند و به وضعیت کنونی اشاره دارد که نمیتوان تغییرش داد.
هوش مصنوعی: تو در اوج زیبایی مانند خورشید میدرخشیدی، اما هرگز به دور ما نچرخیدی.
هوش مصنوعی: مثل شفق که در خون غروب رنگ میبازد، من هم بیتو مانند آفتابی هستم که رو به زردی رفتهام.
هوش مصنوعی: اگر تمام عمرم را با دعاهای تو جاری کنی، به یکباره همه چیز تغییر میکند.
هوش مصنوعی: از محبت تو جز غم و اندوهی احساس نکردم، در حالی که دیگران هرگز نتوانستند غم واقعی را تجربه کنند.
هوش مصنوعی: تمام وجودم را درد جدایی فرا گرفته است. ای جانم، بیا که تو تنها کسی هستی که میتوانی دردهایم را درمان کنی.
هوش مصنوعی: من بار غمهایت را به دوش کشیدم، اما هرگز از تو تحسینی نشنیدم که بگویی مردی.
هوش مصنوعی: پشیمانی از آزار رساندن به کسی چه فایدهای دارد، حالا که آن کار را کردی و کاری از دستت برنمیآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو پنداری که کاری نیک کردی
به کار من بسی تیمار خوردی
یقینم حاصله که هرزه گردی
ازین گردش که داری برنگردی
به روی مو ببستی هر رهی را
بدین عادت که داری کی ته مردی
چه کرد این بنده جز آزادمردی
که گرد خاطر او برنگردی
به دل گفتی نخواهم جَست، جَستی
جفا گفتی نخواهم کرد، کردی
همه بر حرف هجران داری انگشت
[...]
مباد این درج دولت را نوردی
میفتاد اندر این نوشاب گردی
همه عمر او نخفتی و نخوردی
که تا در هر شبی ختمی نکردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.