پا نه به طرف باغ که گل زیر دست توست
بالا نما که سرو سرافراز پست توست
آن باغ نوبری که رسیده ست میوه اش
گرد تو نیزه های جفا خاربست توست
تیری به دل خلید که ذوقش به جان رسید
این ذوق چیست گر نه گشادش ز شست توست
روی تو هست آتش و پیشش دوتا شده
زلف سیاه هندوی آتش پرست توست
کردی برهنه ساعد سیمین به قصد ما
امروز در جفا و ستم دست دست توست
غم نیست زانکه خاطر ما را شکسته ای
ما را همه درستی کار از شکست توست
باشد مدام مستی رندان ز جام می
جامی نه جام دیده نه می خورده مست توست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای معشوق و دردهای ناشی از عشق میپردازد. او به اشاره به ظرافتهای معشوق، از جمله گلها و سروها، زیباییها و جفاهایی که از جانب او میبیند، سخن میگوید. شاعر همچنین به تأثیر عواطف و احساسات معشوق بر دلش اشاره میکند و میگوید که شکستها و غمها تنها ناشی از عشق به اوست. در پایان، این عشق و مستی ناشی از آن را با نگاهی عمیق به شراب و مستی رندان مقایسه میکند، به این معنا که عشق واقعی فراتر از ظاهر و لذتهای زودگذر است.
هوش مصنوعی: به جای اینکه به سمت باغی بروی که گل در دستان توست، سر خود را بالا ببر و ببین که سرو بلند و زیبا نیز در کنار تو قرار دارد.
هوش مصنوعی: میوههای آن باغ تازه و خوشمزه به تو رسیده، اما تو به خاطر زخمها و سختیهایی که تجربه کردهای، برای خودت مثل خاری شدهای.
هوش مصنوعی: تیری به دل نفوذ کرد که اثرش به جان رسید. این احساس چیست، اگر به خاطر فشار دست تو نباشد؟
هوش مصنوعی: چهره تو مانند آتش میدرخشد و زلفهای سیاه تو که به شکل دوتایی در آمدهاند، یادآور زیبایی و جذابیت خاصی هستند.
هوش مصنوعی: تو امروز با نیت آزار دادن ما، برهنهدست و زیبا آمدهای و قدرت دستت در هر دو کار جفا و ستم بر ماست.
هوش مصنوعی: غم و اندوهی ندارم از اینکه خاطر ما را شکستهای؛ چون همه نادرستیها و مشکلها به خاطر شکست توست.
هوش مصنوعی: همیشه حال و هوای سرخوشی و شادابی رندان از شراب، ادامه دارد. نه این شراب در جامی است و نه این مستی، بلکه این حالتی است که از تو ناشی میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
محتاج کی به نشأه می چشم مست توست؟
پر خون دهان جام می از پشت دست توست
چون تاک در سراسر این باغ و بوستان
هر نخل سرکشی که بود زیر دست توست
لعلی که ساخته است نگین دان ز تاج زر
[...]
میخانهی صبوحی دل چشم مست توست
لبریز نشأه غنچهی ساغرپرست توست
در خون چو طفل اشک طپد ناله در دلم
این زخم کاری از مژهی تند شست توست
در دام اضطراب تو ما را فکندهای
[...]
ای گلبنی که بلبل دل پایبست توست
ای دلبری که جان جهانی به دست توست
ای نخل جویبار امید جهانیان
قدِ بلند ِ سروِ سهی شاخِ پست توست
مشکن دل شکستهٔ ما را برای غیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.