ای خواجه مرا به لطف خود پروری
زآوردن پشت و دنبه فربه کردی
بنشستی و دنبه را به رغبت خوردی
بردی به شکم آنچه به پشت آوردی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای خواجه مرا به لطف خود پروری
زآوردن پشت و دنبه فربه کردی
بنشستی و دنبه را به رغبت خوردی
بردی به شکم آنچه به پشت آوردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به بیان نوعی وابستگی و درخواست از یک خواجه میپردازد. او اشاره میکند که خواجه با مهربانی و لطف خود، او را پرورش داده و به او توجه کرده است. در این میان، شاعر به رابطهای که میان خواجه و خودش وجود دارد، و به ویژه به مصرف نعمتها و امکاناتی که خواجه فراهم کرده، میپردازد و به نوعی تضاد میان بخشش و انتفاع اشاره میکند. در نهایت، این شعر بازتابی از پیچیدگیهای روابط انسانی و نیاز به لطف و محبت دیگران است.
هوش مصنوعی: ای آقا، با محبت و لطف خود مرا به رشد و باروری رساندی و به خاطر این محبت، من از آنچه که هستم، قویتر و فربهتر شدم.
هوش مصنوعی: نشستی و با میل و اشتیاق دنبه را خوردی و آنچه را که به دوش کشیده بودی، به شکمت بردی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من کیستم از قید دو عالم فردی
عنقا منشی بلند همت مردی
دیوانهٔ بیخودی بیابان گردی
لبریز محبتی سرا پا دردی
ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی
چندین مخروش و باش تا چون کردی
آری شب عشق دیر بازست و سیاه
لیکن تو سپید کار زود آوردی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .ردی
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ردی
هر دعوی خوبی که تو دی میکردی
انصاف که امروز پریش آوردی
دی وعده خلاف آمد از آن آزردی
امروز عتاب و جنگ پیش آوردی
داری سر آنکه عذر را نپذیری
یا خود ز پی بهانه ای می گردی
امروز چو جمله عمر ضایع کردی
فردا چکنی به خاک و خون میگردی
چون پرده براوفتد هویدا شودت
چیزی که به زیر پرده میپروردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.