ز میرزا ابوالخیر والا نژاد
گلی در ریاض نجابت شکفت
به هر سوسو نسیمی کز آن گل وزید
غبار کدورت ز دلها برفت
چو خورشید نور جمالش بدید
رخ خویش در پردهٔ شب نهفت
لب غنچه و گوش گل در چمن
به این مژده دارند گفت و شنفت
دلم بهر تاریخ میلاد او
در معنی از منقب فکر سفت
سراپا زبان غنچهسان شد نخست
پس آنگه «گل باغ امید» گفت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شخصیتی به نام میرزا ابوالخیر والا نژاد سخن میگوید که مانند گلی در باغ نجابت شکفته است. نسیمهای خوشی از او وزیده و غبار ناراحتیها را از دلها پاک کردهاند. جمال او مانند خورشید درخشیده و زیباییاش پنهان مانده است. لبهایش مانند غنچه و صداهای خوش از چمن شنیده میشود. شاعر به تاریخ تولد او اشاره کرده و دلش پر از شوق و امید است، و در نهایت، به زیبایی و امیدواریهای زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: از میرزا ابوالخیر والا نژاد، گلی با نجابت و زیبایی در باغستان رشد کرده است.
هوش مصنوعی: هر بار که نسیمی از آن گل میوزد، غبار کدورت و ناراحتیها از دلها دور میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید زیبایی او را تماشا کرد، چهرهاش را در تاریکی شب پنهان کرد.
هوش مصنوعی: غنچهها و گلها در چمن به یکدیگر خبر خوشی را منتقل میکنند.
هوش مصنوعی: دل من برای روز تولد او، به خاطر معنی و مفهوم عمیقش، در حال تفکر و تأمل است.
هوش مصنوعی: تمام وجودش مانند غنچهای است که فقط در آغاز شکفتن است، سپس به بیان آرزوها و امیدهایش میپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همه گفتنیها بدو بازگفت
همه رازها بر گشاد از نهفت
فکندش بیک زخم گردون ز کفت
چو افکنده شد دست عذرا گرفت
چو زی معرکه کرد رای، ای شگفت!
پدر جست، دست و عنانش گرفت
از این بیش چیزی نیارمت گفت
بس این گر دلت با خرد هست جفت
چو بشنید شاه آن پیام نهفت
ز کینه لب خود شخائید و گفت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.