دورم از فتنه که در سایهی مژگان توام
خاطرم از همه جمع است، پریشان توام
ناله هرچند غبار تنم از جا برداشت
طالع دون نرسانید به دامان توام
زانجمن پیشتر از شمع برون خواهم رفت
این چنین گر بگدازد تب هجران توام
منت دیده دگر بهر تماشا نکشم
بستهام چشم ز نظاره و حیران توام
گر سر رشتهی نسبت دو بود، تاب یکیست
مو به مو درهم، چون طرهی پیچان توام
استخوانم همگی شانه شود بعد از مرگ
بس که در آرزوی زلف پریشان توام
نه به من سر و سری دارد و نه گل نظری
این ثمر داد هواداری بستان توام
گرم آنم که نهم داغ به فرق تو کلیم
دگر امروز به فکر سر و سامان توام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از زبان گویندهای است که از دوری معشوق و رنج هجرت او مینالد. او دلش پر از اضطراب و آشفتگی است و از عذاب فراق رنج میبرد. گوینده به طور نمادین از جوانی و شعله شمع صحبت میکند و نشان میدهد که چقدر شدیداً به معشوقش وابسته است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی پس از مرگ هم آرزوی وصال آن معشوق در دلش باقی خواهد ماند. در نهایت، او نمیتواند از فکر معشوقش و آرزوی دیدار او دست بکشد و در انتظار اوست.
هوش مصنوعی: من از جنجال و فتنه دور هستم، چرا که وقتی در کنار تو هستم، افکار و خاطراتم تحت تأثیر زیبایی چشمانت قرار میگیرد و باعث میشود که تمام چیزهای دیگر از یادم برود و احساس سردرگمی کنم.
هوش مصنوعی: هرچند که نالههایم باعث شدند که غبار تنم کنار برود، اما سرنوشت ناامیدکننده مرا به آغوش تو نرساند.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه از این جمع خارج شوم، میخواهم مانند شمعی که در حال ذوب شدن است، با همه درد و سوزی که در فراق تو دارم، وداع کنم.
هوش مصنوعی: من دیگر برای تماشای کسی منتظر نمیمانم، چشمانم را از دیدن برداشتهام و فقط درگیر حیرت و شگفتی از تو هستم.
هوش مصنوعی: اگر دو چیز به هم مرتبط باشند، آنها همچون یکدیگر به هم میپیوندند. مانند موهای پیچیدهای که به هم در هم تنیدهاند، من نیز به تو وابستهام.
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، استخوانهایم به خاک میپاشند، چهقدر در آرزوی موهای پریشان و زیبای تو هستم.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساساتی در مورد بیتوجهی و دوری محبوب از شاعر میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچ رابطه یا قرابتی با محبوب ندارد و او را فراموش کرده است. همچنین در اینجا به تأثیر عشق و علاقه به گلستان و زیباییهای آن اشاره میشود و احساس تنهایی و دلتنگی نیز به وضوح حس میشود. به طور کلی، این شعر نمایانگر حسرت و اندوه شاعر در برابر عدم ارتباط با معشوق و زیباییهای آن است.
هوش مصنوعی: من به شدت احساس میکنم که باید بر قلب تو تاثیر بگذارم و در عین حال امروز تمام تمرکزم بر این است که ترتیبی برای آرامش تو پیدا کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام
بر تو آشفته تر از زلف پریشان توام
صفت حسن تو آئینه کند با تو بیان
نه دل خسته که من واله و حیران توام
گر مرا جان و جهان در سر سودات شود
[...]
با چنین بخت که ره نیست به زندان توام
کی دهد دست تماشای گلستان توام
فتنهٔ لشکر بیگانه به گردش نرسد
آنچه بگذشت به دل از صف مژگان توام
سرمهٔ ناز برد چشم غزالان از من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.