ماه رویا بسر خویش کنی
نیک باشد که بدی بیش کنی؟
چندم از هجر دل افگار کنی؟
چندم از غصه جگر ریش کنی؟
مکن ای جان که نه رسمی نیکست
که همه کام بداندیش کنی
هر کجا خون دلی باید ریخت
غمزۀ مست فرا پیش کنی
مردمی کن، که نباشد ضایع
هر چه با این دل درویش کنی
دل یک شهر بر آید از بند
گر اشارت بلب خویش کنی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و رنج ناشی از دوری و غم میپردازد و از معشوق میخواهد که از آزار و رنج دادن دل او دست بردارد. او تأکید میکند که این رفتارها نه تنها پسندیده نیست، بلکه باعث درد و عذاب بیشتر میشود. شاعر همچنین به اهمیت انسانیت و توجه به درد دیگران اشاره میکند و میخواهد که معشوق به محبت و مهربانی روی آورد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که با یک اشاره میتواند دلهای بسیاری را از بند رهایی بخشد.
هوش مصنوعی: اگر روزهایی را که در رویاهایت میگذرانید به خوبی سپری کنید، بهتر است تا اینکه بدیها و مشکلات را بیشتر کنید.
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی دلمان را از دوری خود ناراحت کنی؟ چند بار میخواهی با غم و اندوه ما را به درد بیاوری؟
هوش مصنوعی: عزیزم، مراقب باش که کار زشتی است که به خاطر دلهای بدخواه، در دل خود بدگمانی و فکر منفی پرورش دهی.
هوش مصنوعی: هر جا که باید از اندوه و درد دل بریزی، باید غم و اندوه را کنار بگذاری و با حالتی شاد و سرزنده جلو بروی.
هوش مصنوعی: با مردم خوب و مهربان باش، زیرا هیچ چیز را که با دل پاک و سادهات انجام میدهی، هدر ندهی.
هوش مصنوعی: اگر با صدای دلنشین خود اشارهای کنی، دلی که در آن شهر وجود دارد آزاد خواهد شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.