از تو جز درد دل و خون جگر حاصل نیست
چه کنم جان؟ چو جزین هیچ دگر حاصل نیست
بر نبندد ز میان تو کمر طرفی، از آنک
در میان خود بجز از طرف کمر حاصل نیست
ذوق باشد دهنم را که کند یاد لبت
ورچه ذوق شکر از نام شکر حاصل نیست
گفتی اندر مه و خورشید نگاهی می کن
گر ز رخسار منت حظّ نظر حاصل نیست
گرچه این هر دو دوجسمیست بغایت روشن
آن غرض کز تو بود از مه و خور حاصل نیست
دل ز زلف تو طلب کردم و بر خود پیچید
گو:مکن شرم، بگو نیست اگر حاصل نیست
بجز از درد سر ار با تو بسی خواهم گفت
هیچ مقصود من ای جان پدر حاصل نیست
گفتمت بوسی از آن لعل وز من جانی نقد
این توقّف ز چه رویست؟ مگر حاصل نیست؟
بر گرفتم طمع از تو که مرا هیچ طمع
بی زر از تو نشود حاصل وزر حاصل نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و کمبودهای عاطفی ناشی از عشق به معشوق میگوید. او بیان میکند که جز رنج و اندوه از معشوقش چیز دیگری به دست نیاورده و زندگیاش بدون او خالی و بیمفاهیم است. همچنین اشاره میکند که هیچ زیبایی و لذتی در دنیا، برابری با نگاه معشوق ندارد و هدف او در عشق هیچ ارزش واقعی ندارد. شاعر با کلمات شیرین، حسرتی عمیق را ابراز میکند که همه تلاشها و آرزوهایش به خاطر فقدان معشوق معنایی نمییابد. همچنین او از سرگشتگی خود در پی معشوق و بیثمر بودن این جستجو سخن میگوید.
هوش مصنوعی: از تو چیزی جز غم و رنج نصیبم نشده است، چه بکنم جانم؟ چون چیزی دیگر جز این هم به دست نمیآورم.
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند بند کمر تو را محکم کند، چون در واقع، هیچ جایی به جز کمر خودت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: لذت و خوشی برای من زمانی به اوج میرسد که یاد لبهای تو را بر زبان بیاورم، چرا که به اندازه شیرینی نام "شکر" نمیتوانم از شیرینی لبهایت بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: اگر تو به مه و خورشید نگاهی بیندازی، اگر از چهرهات لطف و زیبایی نصیبم نشود، چه فایدهای دارد؟
هوش مصنوعی: هرچند این دو (ماه و خورشید) از دو جسم متفاوت و روشن هستند، اما هدفی که من از تو دارم، از ماه و خورشید به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: دل من را به خاطر زلف تو خواستم و حالا خودم را در این فکر غرق کردهام. بگو چه عیبی دارد، اگر نتیجهای نمیگیریم، به خودت شرمنده نباش.
هوش مصنوعی: جز درد و رنج ناشی از تو، من هیچ هدفی ندارم که بخواهم با تو دربارهاش صحبت کنم. ای جان پدر، هیچ چیزی برای من به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: گفتم که از لب تو بوسهای بگیرم و از من هم جان کمی ارزشش را دارد. چرا این تأخیر به چه دلیل است؟ آیا چیزی به دست نمیآید؟
هوش مصنوعی: من دیگر از تو هیچ امیدی ندارم، چون از تو هیچ چیز به دست نمیآورم و بدون زحمت هم چیزی به من نمیرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.