عشق تو گر دست در زمانه برآرد
ز آدمیان قحط جاودانه برآرد
رخصت آهی بده که تا دل تنگم
یک نفس آخر بدین بهانه برآرد
بارگی عشق تو چو تاختن آرد
عقل نیارد که سر ز خانه برآرد
فتنه چو پروانه یافت از خطت، اکنون
مغز سلامت بتازیانه برآرد
مردمک دیده هر دم از مژه جاروب
بر در تو گرد آستانه برآرد
بوک دلِ گمشده ز خاک در تو
جایگهی سر بدین ترانه برآرد
جان جهان در دهانهٔ عدم افتد
آتش عشق تو گر زبانه برآرد
نیز چو دندان تو خوشاب نباشد
گر صدف از دل هزار دانه برآرد
روی تو را بینقاب آینه بیند
زلف تو آسوده سر به شانه برآرد
حیف نباشد من از غم تو بدین حال
زلف و رخت سر بدین دوگانه برآرد؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت به عشق معشوقش وابسته است و احساس میکند که این عشق میتواند بر همه چیزهایی که در زندگیاش وجود دارد تسلط پیدا کند. او از درد و اشتیاقی سخن میگوید که ناشی از دوری از محبوب است و خواهان فرصتی برای ابراز این احساسات عمیق میباشد. تمایل به نزدیکی به معشوق و یادآوری زیباییهای او به شکل استعارهای مختلف، به تصویر کشیده میشود. غم ناشی از عشق و بحران وجودی ناشی از جدایی از محبوب در شعر نمود پیدا میکند و نشان میدهد که عشق چگونه میتواند انسان را تحت تاثیر قرار دهد و به جستجوی وصال و نزدیکی بکشاند.
هوش مصنوعی: عشق تو در این دنیا باعث میشود که انسانها دچار کمبود و scarcity شوند و هیچگاه نتوانند چیزی مانند آن را تجربه کنند.
هوش مصنوعی: اجازه بده کمی برای رهایی از دل تنگیام آهی بکشم، تا شاید با این بهانه، آرامشی به دست آورم.
هوش مصنوعی: عشق تو مانند یک شتاب و حرکت است، بهطوری که عقل نمیتواند از این حال به راحتی خارج شود و سر از خانه خود بردارد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی فتنه و آشوب همچون پروانهای به زیبایی و جذابیت تو جذب میشود، اکنون عقل و خرد تو باید با قدرت و رفتار محکم به مقابله با آن بپردازد.
هوش مصنوعی: هر لحظه مردمک چشم من با مژههایم گرد و غبار آستان تو را پاک میکند.
هوش مصنوعی: دلی که در جستجوی خودش به گرد و غبار زمین گم شده است، به جایی که تو هستی میآید تا صدای خود را با این ترانه بلند کند.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به آتش بزند، جان و روح عالم در لحظهی عدم و نیستی خود را نشان خواهد داد.
هوش مصنوعی: اگر دندانهای تو زیبا و دلنشین نباشد، حتی اگر صدف هزاران لؤلؤ نیز تولید کند، باز هم خوشایند نخواهد بود.
هوش مصنوعی: چهرهی تو بدون پوشش در آینه دیده میشود و موهای تو به آرامی بر شانهاش میافتد.
هوش مصنوعی: آیا درست است که من به خاطر غم تو اینگونه به حال و روز زلف و چهرهام بیفتم و بر سر این دوگانگی دچار شوم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آتش عشق تو چون زبانه برآرد
دود ز دل، از سر زمانه برآرد
حلقه ی زلفت زهر دری که درآید
دست سیه زود گرد خانه برآرد
پای درآید بسنگ بازی جان را
[...]
آتش عشق تو چون زبانه برآرد
از دل سنگ آه عاشقانه برآرد
تا به یکی بوسه خوش کند دل عاشق
زان دهن تنگ صد بهانه برآرد
گوشه نشینی براق عالم بالاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.