سوز عشقت جگر همی سوزد
تاب رویت نظر همی سوزد
تو چه دانی ؟که آتش رخ تو
نظر اندر بصر همی سوزد
هر چه از دیده بیش ریزم آب
دل مسکین بتر همی سوزد
آنچنان سوخته جگر شده ام
که دلم بر جگر همی سوزد
غم تو هر چه یابد از دل و جان
همه در یکدگر همی سوزد
همچو شمعی در آب دیده دلم
هر شبی تا سحر همی سوزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل تجربهی عمیق و دردناک عشق را توصیف میکند. عشق او مانند آتش سوزان است که جگر و دلش را به درد آورده و این سوزش هر لحظه افزایش مییابد. او از تلاش خود برای فراموش کردن محبوب میگوید، اما غم و آتش عشقش به طور مداوم او را رنج میدهد. در نهایت، تصویر شمعی در آب، نشاندهندهی غم و سوختن دوامدار دل شاعر است.
هوش مصنوعی: آتش عشق تو چنان شدید است که جگرم را میسوزاند و تماشای چهرهات هم بر درد و سوزش میافزاید.
هوش مصنوعی: تو چه میدانی؟ که زیبایی چهرهات چشمان دیگران را میسوزاند.
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر از چشمم میریزد، دل بیچارهام بیشتر در آتش میسوزد.
هوش مصنوعی: من به قدری دلم آتش گرفته و ناراحت است که حتی جگرم نیز از درد میسوزد.
هوش مصنوعی: غم تو هر چه میسوزد، از دل و جان من است و همهی آنها در هم آمیختهاند.
هوش مصنوعی: دل من مانند شمعی در آب، هر شب تا صبح میسوزد و به خاطر غم و اندوهش خواب ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سوز عشقت جگر همیسوزد
تاب رویت نظر همیسوزد
تو چه دانی که آتش رخ تو
نظر اندر بصر همیسوزد
هر چه در دیده بیش ریزم آب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.