ای که گر لطف تو فرماندۀ ایّام شود
از جهان قاعدۀ جور و جفا برخیزد
چرخ را گویی بنشین و مرو بنشیند
کوه را گویی برخیز و بیا برخیزد
گر سر کلک تو رویی بخراشد بمثل
وجه ارزاق خلایق ز کجا برخیزد؟
موج دریا بنشیند ، زند رعد نفس
هرکجا دست جوادت بسخا برخیزد
گر اشارت رود از قدر تو زی مرکز خاک
از پی خدمت او چست زجا برخیزد
تویی آنکس که بتأیید ثنایت هر دم
همه انواع غم از خاطر ما برخیزد
تا که در عهدۀ ارزاق نشست گفت
هرکسی در طلب رزق چرا برخیزد؟
هرکه از شربت حرمان تو مخمور افتاد
از دم صور بصد رنج و عنا برخیزد
با کران سنگی حلم تو شگفتم ناید
گرسبکساری از طبع هوا برخیزد
چرخ در حقّ حسود تو شفاعت ناید
که بدافتاد، قضا گفت : که تا برخیزد
هرکجا تنگدلی یافت چو غنچه کرمت
بدل آرایی او همچو صبا برخیزد
ای کریمی که هرآنکس که بتو باز افتاد
زاستان تو بصد برگ و نوا برخیزد
پای طبعم چو شود آبله در راه هوات
عذر لنگ آرد و از راه ثنا برخیزد
لیک نتواند خاموش نشستن چه کند ؟
سحری از پی یوزش بدعا برخیزد
در سر آمد ز جفاهای فلک شخص هنر
دست گیرش ز کرم بو که بپا برخیزد
نکته یی با تو در اندازم از گستاخی
که کجا لطف تو بنشست حیا برخیزد
فقر را سوی عدم توشه همی باید دار
وین چنین کاری از دست شما برخیزد
بر سر راه کرم چشم اهل منتظرست
می چه فرمایی، بنشیند یا برخیزد؟
همه الطاف الهی مدد جان تو باد
تا که این عالم فانی بفنا برخیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ لطف و کرامت خداوند است و به قدرت او در تغییر اوضاع و احوال جهان اشاره میکند. شاعر از این میگوید که اگر لطف خداوند به زندگی انسانها برکت ببخشد، مشکلات و رنجها از زندگی برچیده میشود. او همچنین از نقش خداوند در ارزاق و روزی بندگان سخن میگوید و تأکید میکند که فقط باید به لطف او امیدوار بود. در انتها، شاعر با بیان امید به کرم و عطای الهی، تأکید میکند که تنها خداوند میتواند انسان را از تنگناها نجات دهد.
هوش مصنوعی: ای کسی که اگر مهربانی تو حاکم زمانه شود، از دنیا قوانین ظلم و ستم برچیده خواهد شد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زمان و مکان در حال تغییر است. مانند اینکه چرخ زندگی باید متوقف شود و کوه باید حرکت کند. این نشاندهندهٔ تنش و تضادی است که در جریان زندگی وجود دارد و گاهی اوقات ممکن است همه چیز برعکس آنچه که انتظار داریم، پیش برود.
هوش مصنوعی: اگر سر قلم تو بر کاغذ حرکت کند، آنگاه همانند چگونگی ارزاق مردم، از کجا پیدا میشود؟
هوش مصنوعی: وقتی موج دریا آرام میگیرد، صدای رعد و برق که نشاندهندهی قدرت و نیروی طبیعت است، در هر کجا که دلسوزی و generosity تو بروز کند، به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: اگر اشاره ای از سوی تو باشد، از موقعیتی که داری به سوی خدمت او آماده و با سرعت برمی خیزی، همچنان که از دل خاک به سوی بالا برمی خیزد.
هوش مصنوعی: تو آن کسی هستی که با تأکید ستایشت، هر لحظه همه نوع غم و اندوه از دل ما دور میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که مسئولیت تأمین معیشت بر دوش او قرار گرفت، گفت چرا هر کسی برای کسب روزی باید تلاش کند؟
هوش مصنوعی: هرکسی که از نوشیدن شراب محرومیت تو مست شده باشد، بعد از دم بوق، با سختی و درد بسیار از جا بلند میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که صبر و تحمل تو مانند کوهی سنگی است، شگفتی ندارد اگر در چنین حالتی، طبع و رفتار هوا به طور ناگهانی تغییر کند.
هوش مصنوعی: اگر چرخ زمان به نفع حسود تو شفاعت نکند و او به بدبختی دچار شود، قضا و سرنوشت اعلام کرده است که او تا زمانی که برخیزد و به جلو حرکت نکند، از این وضعیت خارج نخواهد شد.
هوش مصنوعی: در هر جا که کسی با دل تنگ و غمگین باشد، تو مانند غنچهای با لطافت و مهربانی، موجب شادی او خواهی شد و او را همچون نسیم صبحگاهی شاداب و سرزنده خواهی کرد.
هوش مصنوعی: ای بخشندهای که هر کسی به تو پناه آورد، از زندگیاش شاداب و سرزنده میشود و با شکوه و سرود جدیدی برمیخیزد.
هوش مصنوعی: وقتی در مسیر عشق تو پای دلم زخم میزند و درد میآورد، بهانهای برای کمبودها پیش میآورد و در عوض، از راه ستایش تو بلند میشود و ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: اما نمیتواند بر سکوت بماند، چه کار میتواند بکند؟ سحرگاهی برای جلب توجه او به دعا میپردازد.
هوش مصنوعی: از سختیهای زحمتبار زندگی، فردی که هنرمند است، به کمک لطف و کرم الهی برمیخیزد و دوباره به حیات خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: میخواهم نکتهای را با تو در میان بگذارم دربارهی جسارت; اینکه کجا رحمت و محبت تو اجازه میدهد حیا و شرم از جا بلند شود.
هوش مصنوعی: برای رهایی از فقر، باید خود را از هر چیز اضافی و بیفایده دور کنید و به سوی عدم و خلوتی بروید. این کار نیاز به اراده و توانایی شما دارد.
هوش مصنوعی: در مسیر محبت و بخشش، چشمان کسانی که منتظرند به تو دوخته شده است. چه میخواهی، آیا بنشیند یا بایستد؟
هوش مصنوعی: تمام نعمتها و رحمتهای الهی به تو کمک کند تا زمانی که این دنیا که زودگذر و ناپایدار است، از بین برود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من که باشم که شوی رنجه به پرسیدن من
این چنین لطف و کرم هم ز شما برخیزد
پادشاهی تو هم عذر تو خواهه ورنه
چه ز دست من درویش گدا برخیزد
هر سحر کز سر کوی تو صبا برخیزد
عالمی با دل آشفته ز جا برخیزد
که رساند بسر کوی تو خاک تن من
مگر این کار هم از دست صبا برخیزد
برنخیزم پس از این از سر کویت هرگز
[...]
گر به خونریزی آن ترک ختا برخیزد
چه صواب آید و آنگه چه خطا برخیزد
قاصدی نیست که آرد خبر دوست به دوست
مگر این دوستی از دست صبا برخیزد
دیده از نور تجلی بنماید دیدار
[...]
دل اگر از سر اخلاص ز جا برخیزد
خضر چون سبزه ز بوم و بر ما برخیزد
آه اغیار دلیل است به محرومی عشق
از نشان گرد کی از تیر قضا برخیزد؟
فیض بی پرده تمنا کن اگر اهل دلی
[...]
به هواداری زلفت چو صبا برخیزد
آه سودازدگان هم ز قفا برخیزد
من هم از روی ادب از سر جان برخیزم
گر پی کشتن ما یار ز جا برخیزد
طالع عقدهگشا نیست مرا ورنه تو را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.