ایا صدری که بی عون سخایت
ز زانو بر نمی دارد هنر سر
قضا با آسمان صد بار گفتهست
که از فرمان او بیرون مبر سر
کمان چرخ را بازوی حکمت
چو چنبر آورد در یکدگر سر
ز انعام تو دارد خون در رگ
هر آنکس را که باشد مغز درسر
بدان جبّه که پارم داده بودی
مرا بفراشتی از ماه و خورسر
همی گردد مرا در سرکه امسال
ستانم جبّه و دستار بر سر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به ستایش و عشق میپردازد و از حال و هوای خود سخن میگوید. او به قدرت هنر و حکمت اشاره میکند و بیان میشود که این امر برایش مانند فرمانی از آسمان است که باید اطاعت شود. شاعر در عین حال از تأثیر عشق و نعمتهای الهی در زندگیاش میگوید و خود را درگیر احساسات و افکار عمیق مییابد. او در نهایت از تحولات داخلیاش و تغییراتی که عشق بر او اثر گذاشته، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: آیا دلی که به مدد عشق تو نمیتواند از زانو بلند شود، آیا این خود نشانهای از هنر و توانمندی نیست؟
هوش مصنوعی: سرنوشت با آسمان بارها گفته است که از دستورات او سرپیچی نکن.
هوش مصنوعی: بازوی دانش و حکمت به گونهای است که میتواند کمان سختیها و چالشها را به هم پیوند دهد و تبدیل به یک کل واحد کند. به عبارت دیگر، خرد و فهم میتواند مشکلات را در یکدیگر حل و فصل کند.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که افرادی که از دانایی و خرد برخوردارند، به نوعی از نعمتهای تو بهرهمند هستند و در وجودشان تأثیر آن یافت میشود. به عبارت دیگر، کسانی که فکر و عقل داشته باشند، از برکات و لطفهای تو بهرهمند شده و زندگیشان تحت تأثیر این نعمت قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: به آن لباس بافتی که به من داده بودی، مرا از نور ماه و خورشید جدا کردی.
هوش مصنوعی: امسال در فکر گرفتن لباس و عمامه هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.