صدر مطلق کمال دین که چو تو
در جهان نیست داهی و گربز
چند داری مرا براه امید
مانده در انتظار مستوفز
هر حسابی که کردم از کرمت
سر بسر حشو بود بی بارز
این که با من گرفته یی در پیش
نیست در مذهب کرم جایز
محض تقصیر می کنی با من
ورنه باور کجا کنم هرگز؟
در همه کلّی یی چو تو قادر
مانده در جزوی چنین عاجز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف حال خود و درخواستی از معشوق پرداخته است. او از اندوه و ناامیدیاش در انتظار محبوب سخن میگوید و احساس میکند که در تلاشهایش برای جلب توجه محبوبش، به هیچ نتیجهای نرسیده است. شاعر از کرم و بخشش محبوب سخن میگوید و اشاره میکند که کمال دین او را در بنبستی قرار داده است. در نهایت، او به تقصیر و ناامیدی خود اعتراف میکند و از ناتوانیهایش در درک محبت معشوق شکایت دارد.
هوش مصنوعی: تو کاملترین و بینظیرترین نمونه کمال دین هستی و در دنیا هیچکس همچون تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: چند نفر را در حال انتظار برای آینده وامید در زندگی داری؟
هوش مصنوعی: هر حساب و کتابی که کردم، نتیجهاش به خاطر لطف و کرمت، بیفایده و بیمحتوا بود.
هوش مصنوعی: دوستی که با من خشمگین شدهای، این رفتار در دیانت و اخلاق نیکوی تو جایی ندارد.
هوش مصنوعی: تو فقط به خاطر اشتباهاتت با من اینگونه رفتار میکنی، وگرنه چطور میتوانم باور کنم که این رفتار واقعی توست؟
هوش مصنوعی: در هر چیزی که به طور کلی وجود دارد، قدرت و توانایی تو قابل توجه است، اما در مسائل خاص، چنین ناتوانی را نشان میدهی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدرد کفر پیرهن در بر
بگسلد شرک از میان زناز
ای شده از شناخت خود عاجز
کی شناسی خدای را هرگز
ای ز جان عزیز بنده اعز
در فکنده است بند تازی بز
از یکی ناگذشته موی سرش
موش . . . نش گذشته از یک گز
ره نیابد ز سوی با صد جهد
[...]
عوض در بمن نمود شبه
بدل زر بمن رسید پشیز
تا در این کوره طبیعت پز
خامییی داشتم چو میوه رز
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.