مرا گفتند مولانا چنین گفت
که جزو شعر خادم دید در پیش
چرا گندم همی بخشد فلانی
که نتواند شکستن نانک خویش
اگر ممدوح دیگر چون تو باشد
مرا باید که باشد لوت ازین بیش
به استظهار این دست و مروّت
نشاید خویشتن را کرد درویش
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
مرا گفتند مولانا چنین گفت
که جزو شعر خادم دید در پیش
چرا گندم همی بخشد فلانی
که نتواند شکستن نانک خویش
اگر ممدوح دیگر چون تو باشد
مرا باید که باشد لوت ازین بیش
به استظهار این دست و مروّت
نشاید خویشتن را کرد درویش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، سخن از مقام و اهمیت شخصی خاص به میان آمده است که در شأن و منزلت او سخنانی گفته میشود. شاعر از خادم گندمسار میپرسد که چرا کسی که توانایی شکستن نان خود را ندارد، گندم میبخشد. او در ادامه بیان میکند که اگر ممدوح دیگری نیز در مقامش باشد، باید بر این نعمتها افزوده شود. همچنین، شاعر با تاکید بر ارزش دست و مروت، نشان میدهد که فرد نباید خود را به مقام درویشی تنزل دهد.
هوش مصنوعی: به من گفتند که مولانا چنین گفت: «فقط بخشی از شعر را در برابر خادم دید.»
هوش مصنوعی: چرا فلانی گندم میدهد وقتی که خودش نمیتواند نانش را بشکند؟
هوش مصنوعی: اگر کسی مثل تو وجود داشته باشد، من دیگر نیازی به چیزی بیشتر از این ندارم.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که با تظاهر به دست و مهربانی، نباید خود را فقیر و بیچیز نشان داد. در واقع، نباید به خاطر ظاهر یا تلاش برای جلب توجه دیگران، هویت واقعی خود را زیر سؤال ببریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شما را شرم باد از کردهٔ خویش
وزین کشته یلان افتاده در پیش
به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم قبر دولتمند و درویش
نه درویش بیکفن در خاک رفته
نه دولتمند برده یک کفن بیش
سپاهِ روم را کز تُرک شد پیش
به هندیتیغ کرده هندوی خویش
مخور غم از برای امّت خویش
که هست از جرم ایشان فضل ما بیش
مکن بر من ستم جانا از ین بیش
بکارت می نیاید به بیندیش
لبت خون می چکاند از دل من
نمک خون آورد پیوسته از ریش
مرا دل خود ز جور چرخ ریشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.