قطعه ای نزد تو فرستادم
التماسی در آن حقیر و قلیل
التماسم نداشتی مبذول
تا تو گشتی خفیف و بنده ثقیل
قطعه یی بس مبارکست الحق
که ازو من گدا شدم تو بخیل
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
قطعه ای نزد تو فرستادم
التماسی در آن حقیر و قلیل
التماسم نداشتی مبذول
تا تو گشتی خفیف و بنده ثقیل
قطعه یی بس مبارکست الحق
که ازو من گدا شدم تو بخیل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه از کمبود و نیاز خود به معشوق سخن میگوید و از ارسال پیامی به او صحبت میکند. او از معشوق میخواهد که به التماس او توجه کند و در مقابل او را بندهای خفیف و ضعیف میبیند. با این حال، شاعر احساس میکند که این پیغام، نعمت و برکتی برای اوست، هرچند که معشوق در برابر نیاز او بیتوجه و بخیل است. در کل، قطعه احساس ناامیدی و فقر عاطفی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: بخشی از پیام را برایت ارسال کردم که در آن درخواست کمک کردهام، در حالی که از وضعیتی که دارم، احساس حقارت و کمبود میکنم.
هوش مصنوعی: از تو خواهش نکردم که لطف و محبت کنی، اما تو به گونهای مسالمتآمیز و سبکبار به من نزدیک شدی و من همچنان در حالت سنگینی و دشواری باقی ماندم.
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی بیانگر این است که فردی به خاطر یک چیز خوشایند و با ارزش، به حالت فقر و نیازی رسیده است. در واقع، آن چیز باعث شده که او فقیر شود و در عین حال کسی که باعث این وضعیت شده، بخیل و خودش خواسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای به سر برده خیره عمر طویل
همه بر قال قال و گفتن قیل
خبر آری که این روایت کرد
جعفر از سعد و سعد از اسمعیل
که پسر بود دو مر آدم را
[...]
جای تحسین چو دست مرگ از این
کرد سوی سقر همی تحویل
دهنش گنده بود و رویش زشت
چشم و بینی ببست عزرائیل
ای به ذات تو ملک گشته جلیل
وی به نام تو زنده نام خلیل
از بیان تو طبع فضل فرح «فره »
وز بنان تو چشم جود کحیل
پیش حلم تو آب نرم درشت
[...]
تاکه دیوت بود به راه دلیل
نکند با تو همرهی جبریل
مؤتمن اسعد بن اسماعیل
آن به قدر و شرف عدیم عدیل
هست خورشید آسمان جلال
هست مختار مهتران جلیل
آنکه در خاک حلم او آرام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.