سرورا رسم تصوّف آن بود
کز تو می بیند دل اگاه من
تربیت بر سنة الله می کنی
زان که هستی پیر نیکو خواه من
جملگی از پیش من برداشتی
هر چه شاغل بد ز مال و جاه من
از شواغل چون مجرّد کردیم
آنگهی دادی به حضرت راه من
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
سرورا رسم تصوّف آن بود
کز تو می بیند دل اگاه من
تربیت بر سنة الله می کنی
زان که هستی پیر نیکو خواه من
جملگی از پیش من برداشتی
هر چه شاغل بد ز مال و جاه من
از شواغل چون مجرّد کردیم
آنگهی دادی به حضرت راه من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف نقش و تأثیر راهنمایی یک پیر در مسیر تصوف میپردازد. او بیان میکند که دل او با نگاه به معارف و علم پیر آگاه شده و تربیت خود را براساس اصول الهی میسازد. شاعر از دنیای مادیت و جاه خود فاصله گرفته و با رهایی از دغدغهها، راهی در سمت حقیقت و قرب خدا یافته است. ارتباط عمیق او با پیر و تبدیل شدن به راهی حقیقی از مضامین اصلی این شعر است.
هوش مصنوعی: در سیر و سلوک عرفانی، روش و رسم این است که دل آگاه من از تو اینگونه میبیند و درک میکند.
هوش مصنوعی: تو طبق سنتهای الهی تربیت میکنی، زیرا که به خوبی و نیکی میاندیشی و از طبیعت نیکوکار خود بهره میگیری.
هوش مصنوعی: همه چیزهایی را که از نظر من ارزشمند بوده، از من دور کردی، هر چه که باعث افتخار و ثروت من بود.
هوش مصنوعی: وقتی از مشغلهها و گرفتاریها رهایی یافتیم، سپس به من راهی به سوی حضرتت عطا کردی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفت اگر دوزخ شود همراه من
هفت دوزخ سوزد از یک آه من
تا دعای او بود همراه من
چونک نومیدم من از دلخواه من
نی ز علم و معرفت آگاه من
نی قدم در راه و نی در راه من
آتشت اینست اگر ای شاه من
هفت دوزخ باد جولانگاه من
هین سپاهت دور دار از راه من
که جهان سوز است برق آه من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.