دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد
آن ماه دو هفته پیش من باز افتاد
گفتا که چه حالتست؟ گفتم فریاد
کان نوبت ما بقای سوگند تو باد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دمی می رفتم مست و کش و خرّم و شاد
آن ماه دو هفته پیش من باز افتاد
گفتا که چه حالتست؟ گفتم فریاد
کان نوبت ما بقای سوگند تو باد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در لحظهای شاد و مست به سر میبرد و به یاد ماهی که دو هفته پیش دیده، صحبت میکند. وقتی معشوق از او درباره حالش میپرسد، او به طور شورانگیزی میگوید که تنها آرزویش این است که عشق و سوگند معشوقش برای همیشه باقی بماند. این شعر حالتی عاشقانه و شاداب دارد که در آن عشق و وفاداری به تصویر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: مدتی به حال شاد و خوشحال و سرمست در حال گذران زندگی بودم، اما آن ماه دو هفته پیش دوباره به یادم آمد.
هوش مصنوعی: معنای این جمله این است که شخصی از حال من میپرسد و من در پاسخ میگویم که او باید بداند وضعیت من به خاطر سوگند و عهدی که با او بستهام، بسیار بحرانی و پرهیاهوست. صحبت از تعهدی است که تأثیر زیادی بر احساسات و وضعیت روحی من دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ماه سخنگوی من ای حورنژاد
از حسن بزرگ، کودکِ خُرد نزاد
در سِحر به دلبری شدهستی استاد
این ساحری از که داری ای دلبر یاد؟!
گر درد کند پای تو ای حور نژاد
از درد بدان که هر گزت درد مباد
آن درد منست بر منش رحم آید
از بهر شفاعتم به پای تو فتاد
گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد
زنهار مگو که کعبتین داد نداد
کان نقش که کرد رای شاهنشه یاد
در خدمت شاه روی بر خاک نهاد
ایزد همه ساله هست با مردم راد
بر مرد دری نبست تا ده نگشاد
ما را بدل خار بنی سروی داد
برداشت چراغکی و شمعی بنهاد
در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد
شو در ده تن که داد کس چرخ نداد
چون بار بلایی که قضا بر تو نهاد
تن دار چو کوه باش و بی باک چو باد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.