بر یاد تو جان من چو دمساز آمد
چون چنگ همه رگم بآواز آمد
پیش سخنت حدیث گوهر کردم
بنگر تو که چون بروی من باز آمد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بر یاد تو جان من چو دمساز آمد
چون چنگ همه رگم بآواز آمد
پیش سخنت حدیث گوهر کردم
بنگر تو که چون بروی من باز آمد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به یاد معشوقش دلتنگ است و احساس میکند که جانش به یاد او زنده گشته است. با اشاره به زیبایی سخنان معشوق، او افشای رازهای دل خود را به او میسپارد و از او میخواهد تا نگاهی به او بیندازد. این احساسات عمیق و عشقی قوی، توجه معشوق را میطلبند و شاعر به طور ضمنی از او میخواهد که به ارتباط میان خود و او توجه نشان دهد.
هوش مصنوعی: هنگامی که به یاد تو میافتم، جانم مانند یک همراه همیشگی به سراغم میآید و تمام وجودم به صدا در میآید.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان داستانی از ارزش و زیبایی کلمات و سخنان خود میپردازد. او میگوید که هنگام گفتن این سخن، موضوعی ارزشمند را مطرح کرده، و به شنونده دعوت میکند تا نگاه کند و ببیند که چقدر این سخنان بر او تأثیر گذاشته و در حقیقت در درون او حضور دارند. به عبارتی دیگر، او به تأثیر عمیق سخنانی که میگوید اشاره دارد و از شنونده میخواهد تا به آن توجه کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شاه سوی تخت سرافراز آمد
پیرامن او بخت بهپرواز آمد
آن روز ز تخت شاهی آواز آمد
کامروز مسیح از آسمان باز آمد
در زرم چوکس تو بآواز آمد
نصرت با او. بطبع دمساز آمد
تیغ تو بقطع و فصل کار دشمن
هر کجا که برفت سرخ رو باز آمد
با عشق تو دل چون محرم راز آمد
با دل در و دیوار در آواز آمد
در اوج تو چون روح به پرواز آمد
آواز آمد که مرغ ما باز آمد
هرچند که عمر مایه ناز آمد
از عمر عزیز یار ممتاز آمد
چون عمر گذشت برنمیگردد یار
صد بار گذشت بر من و باز آمد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.