معشوقه چو شاهد و باندام بود
عاشق چه زبان که خوار و بد نام بود؟
چون باده بکام باده آشام بود
باشد که سفال کهنه یی جام بود
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
معشوقه چو شاهد و باندام بود
عاشق چه زبان که خوار و بد نام بود؟
چون باده بکام باده آشام بود
باشد که سفال کهنه یی جام بود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر به زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و او را به شاهدی تشبیه میکند که با اندام دلربایش جذابیت خاصی دارد. عاشق در مقابل زیباییاش خود را خوار و بدنام میبیند و احساس میکند که نمیتواند به خوبی عشق خود را بیان کند. او همچنین به حالت تسکینبخش و شگفتآور باده اشاره میکند که ممکن است همچون جامی کهنه، تجلی عشق و لذت باشد. در کل، شعر حال و هوای عاشقانه و دغدغههای عاشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: وقتی معشوقه زیبا و شگفتانگیز است، عاشق چه زبانی میتواند داشته باشد وقتی که خود آبرو و نام نیک ندارد؟
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدن شراب لذتبخش باشد، ممکن است که حتی یک ظرف سفالی قدیمی هم به مانند جامی زیبا جلوه کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که بروی ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
هر جانی را که غرق انعام بود
در عالم بینهایت آرام بود
صد قرن اگر گام زنی در ره او
چون درنگری نخستمین گام بود
تا در طلب مات همی گام بود
هر دم که برون مازنی دام بود
آن دل که درو عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
تا در طلب مات همی کام بود
هر دم که برون ز ما زنی دام بود
آن دل که در او عشق دلارام بود
گر زندگی از جان طلبد خام بود
هرچیز که آن وسیله کام بود
پیش دل کامجو دلارام بود
صیادان را عزیز چون چشم و دل است
هر حلقه و عقدهای که در دام بود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.