دل رفت بسوی آن دهن خندانک
تا بستاند زو شکری پنهانک
گفتا که شکر نیست ولی گر خواهی
جایی که نهان شوی، خم زلف آنک
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دل رفت بسوی آن دهن خندانک
تا بستاند زو شکری پنهانک
گفتا که شکر نیست ولی گر خواهی
جایی که نهان شوی، خم زلف آنک



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به جاذبه و زیبایی دختری اشاره دارد که لبخندش دل او را ربوده است. او میگوید که اگرچه شکر در دسترس نیست، اما میتواند به جایی برود که در آنجا با زیباییهای او و خم زلفش روبرو شود و لذت ببرد. احساس عشق و جذابیت در این شعر به خوبی تجلی یافته است.
هوش مصنوعی: دل به سوی لبهای خندان کس میرود تا از آنجا چیزی شیرین و پنهانی بگیرد.
هوش مصنوعی: او میگوید که شکر وجود ندارد، اما اگر میخواهی جایی پنهان شوی، باید به خم زلف او بروی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دی گفت ز زیر لب خندانک
امشب بر ما نمی خزی پنهانک؟
سبحان الله که چون فرو می بارد
چندین همه لطف از دهنی چندانک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.