در جنگ غمت گر نه زبون آمدمی
کی چون سر زلف تو نگون آمدمی؟
گر عارض تو مرا بخود ره دادی
چون خط تو از پوست برون آمدمی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
در جنگ غمت گر نه زبون آمدمی
کی چون سر زلف تو نگون آمدمی؟
گر عارض تو مرا بخود ره دادی
چون خط تو از پوست برون آمدمی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به احوالات عشق و غم میپردازد. او از قدرت و زیبایی معشوق صحبت میکند و میگوید که در جنگ و دلشکستگی ناشی از عشق او، غمگین و ضعیف شده، اما اگر زیبایی معشوق به او مجال عشق میداد، قادر به تحمل این دردها بود. با اشاره به زلف و چهره معشوق، شاعر نشان میدهد که زیبایی و دلربایی او بینظیر است و او بخاطر این عشق رنج میکشد.
هوش مصنوعی: اگر درد و غم تو مرا ضعیف نکرده بود، هیچگاه نمیپذیرفتم که مانند موی تو سرنگون شوم.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی صورت تو به من اجازه بدهد، من نیز مانند خطی که بر روی پوست نوشته شده، از خود برمیخیزم و جلوه میکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.