دل پیشکش تو جان نهاده است
عشقت به دل جهان نهاده است
جان گر همه با همه دلی داشت
با عشق تو در میان نهاده است
تا نام تو بر زبان بیفتاد
دل مهر تو بر زبان نهاده است
اندک سخنی زبانت را عذر
از نیستی دهان نهاده است
نظاره قندز هلالت
موئی به هزار جان نهاده است
از نالهٔ من رقیب در گوش
انگشت خدای خوان نهاده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، عواطف و آرزوهای خود را نسبت به معشوق توصیف میکند و میگوید که دلش را به خاطر عشق او پیشکش کرده و جانش را فدای محبتش کرده است. او در بیان احساساتش اشاره میکند که نام معشوق بر زبان او نشسته و تمام مهر و محبتش حول این نام میچرخد. تصویر زیبایی از نظاره معشوق ارائه میدهد که حتی یک مو از او را هم گرانبها میداند و نالههایش را به نوعی به خدا نسبت میدهد. به طور کلی، این شعر بیانگر شدت عشق و دلدادگی شاعر به معشوقش است.
هوش مصنوعی: دل به عشق تو سپرده شده و جانم هم فدای توست؛ عشق تو در دل من، همه چیز را پر کرده است.
هوش مصنوعی: اگر جان هر کسی با همه روابط و احساساتش پیوند داشته باشد، با عشق تو در میان آنها قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: زمانی که نام تو به زبان میآید، دل من به عشق و محبت تو سخن میگوید.
هوش مصنوعی: کمی صحبت از تو میتواند توجیهی برای خاموشیات باشد.
هوش مصنوعی: دیدن هلال ماه مانند اینکه هزار جان را به محبت بیفکنیم.
هوش مصنوعی: از نالههای من رقیب به خداوند مراجعه کرده و درد دل مرا به گوش او رسانده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.