از کف ایام امان کس نیافت
وز روش دهر زمان کس نیافت
شام و سحر هست رصددار عمر
زین دو رصد خط امان کس نیافت
رفت زمانی که ز راحت در او
نام غم از هیچ زبان کس نیافت
و آمد عهدی که ز خرمدلان
در همه آفاق نشان کس نیافت
اهل میندیش که در عهد ما
سایهٔ عنقا به جهان کس نیافت
جنس طلب کردی خاقانیا
کم طلب آن چیز که آن کس نیافت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیثباتی و ناپایداری ایام اشاره میکند و بیان میکند که هیچکس از زمان و عمر خود امان نمییابد. او میگوید که در گذشته، زمانی بود که غم از زبانها دور بود، اما اکنون در همهجا نشانی از خوشی و راحتی نیست. شاعر به ناامیدی اهل میپردازد و میگوید در این دوران، سایهی خوشبختی نیز پیدا نمیشود. در نهایت، خاقانی توصیه میکند کمتر از چیزهایی طلب کنیم که در این عصر به دست نیامدهاند.
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست از چنگ زمان رهایی یابد و هیچکس نیز نتوانست روش و سیرت دنیا را تغییر دهد.
هوش مصنوعی: زندگی ما مانند دو زمانه شب و صبح است که تحت نظر است، و هیچکس از این رصد و نظارت نجات پیدا نکرده است.
هوش مصنوعی: زمانی رفت که در او آرامش بود و حتی هیچ زبانی از غم خبری نمیداد.
هوش مصنوعی: زمانی فرارسید که از خوشدلان هیچ نشانی در تمام عالم یافت نشد.
هوش مصنوعی: در دوران ما، کسی نمیتواند به خاطر غیبت موجودات عجیب و غریب مانند عنقا، به فکر کند و خود را نگران کند. در واقع، در این زمانه دیگر چیزی مانند سایهٔ عنقا وجود ندارد که به آن توجه شود.
هوش مصنوعی: به دنبال چیزهایی نباش که آنها را نمیتوانی به دست آوری و از درخواستی که فراتر از تواناییات است، پرهیز کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.