چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو
نه از هوای دلبران بری شدم برای تو
مده به خود رضای آن که بد کنی به جای آن
که با تو داشت رای آن که نگذرد ز رای تو
دل من از جفای خود مَمال زیر پای خود
که بد کنی به جای خود که اندر اوست جای تو
مکن خراب سینهام، که من نه مرد کینهام
ز مهر تو بری نهام، به جان کشم جفای تو
مرا دلیست پر ز خون، به بندِ زلف تو درون
پناه میبرم کنون به لعل جانفزای تو
مرا ز دل خبر رسد، ز راحتم اثر رسد
سحرگهی که دررسد نسیم دلگشای تو
رخ و سرشک من نگر که کردهای چو سیم و زر
تبارک اللَّه ای پسر قویست کیمیای تو
نه افضلم تو خواندهای، به بزم خود نشاندهای
کنون ز پیش راندهای، تو دانی و خدای تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس گمگشتگی و درد دل نسبت به معشوق سخن میگوید. او به عدم لیاقتش برای عشق محبوب اشاره میکند و میگوید که همه این مشکلات به خاطر جفای خود اوست. دلی پر از خون و زخم دارد و از عشق معشوقش آسیب دیده است. شاعر به یاد لحظات خوشی که در کنار محبوب داشته، در عین حال از ناملایماتی که از جانب او دیده، احساس دردی عمیق میکند. او در این حال و هوا از قدمت عشق و زیبایی معشوق یاد میکند و حسرت ایام خوش را میخورد. در نهایت، شاعر از طرد شدن و دوری خود از معشوق گلایه میکند و به این درد عمیق میپردازد.
هوش مصنوعی: من برای تو چه کردهام که سزاوار این فاصلهام؟ نه تنها از عشق دیگران آزاد نشدهام، بلکه برای تو این وضعیت را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که بخواهی به کسی آسیب برسانی، به خاطر این که او نظر و عقیدهای دارد که ممکن است با تو متفاوت باشد. باید تلاش کنی تا نظر او را در نظر بگیری و به آن احترام بگذاری.
هوش مصنوعی: دل من از ستمهایی که بر خودم روا میدارم آزرده است، مانند کسی که پاهایش را زیر خود میزند. چرا که اگر تو در این دل جا داشته باشی، فقط به خودم آسیب میزنم.
هوش مصنوعی: سینهام را ویران نکن، زیرا من شخصی کینهجو نیستم. از عشق تو دور نیستم و برای تحمل بیوفاییات آمادهام.
هوش مصنوعی: دل من پر از غم و درد است و در این حال به زلف تو پناه میبرم؛ زیرا لبهای زیبای تو برای من مایه زندگی و شادابی است.
هوش مصنوعی: از دل من خبری به گوش میرسد و نشانههایی از آرامش و راحتی به من میرسد، در صبحگاهی که نسیم دلگشا و لطیف تو به من میوزد.
هوش مصنوعی: به چهره و اشک من دقت کن که مانند نقره و طلا شدهای. خداوند را شکر که ای پسر، این ویژگی تو مانند کیمیا ارزشمند است.
هوش مصنوعی: نه من از تو برترم که تو مرا به میهمانی خود دعوت کردی و حالا من را از خود دور کردهای. تو خود میدانی و خدایت که چه بر من رفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.