ای دل ای دل هلاک تن کردی
بس کن ای دل که کار من کردی
سر من زان جهان همی آید
که ره جان به پای تن کردی
از سگان کی به زهرهٔ شیر
که شکار آهوی ختن کردی
شب مهتاب چون به سر بازی
قصد خورشید غمزه زن کردی
در شبستان آفتاب شدی
آه من آسمان شکن کردی
گر سلیمان نهای به دیودلی
در پری خانه چون وطن کردی
لاجرم بهر یک شبه طربت
برگ صد سالم از حزن کردی
توئی آن مرغ کآتش آوردی
خود به خود قصد سوختن کردی
تیشه در بیشهٔ بلا بردی
هر سر شاخ بابزن کردی
دانهٔ دست پایدام تو گشت
از که نالی که خویشتن کردی
ای چو زنبور کلبهٔ قصاب
که سر اندر سر دهن کردی
سخن اندر زر است خاقانی
تو همه تکیه بر سخن کردی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دل خود میزند و از درد و رنجی که به وجود آورده، ناخرسند است. او میگوید که دلش موجب هلاکت تنش شده و با این وجود، به دنبال زیبایی و طرب میگردد. او دل را به زهره و خورشید تشبیه میکند و به یاد میآورد که برای کوتاهترین لحظهها، به شادیاش از غم و اندوه خود میزند. در این میان، عناصر حیوانی و طبیعی به کار میروند تا نشان دهند که دل خود در پیچیدگیهای زندگی، چگونه او را به چالش کشیده است. شاعر به سرانجامی میرسد که رابطهی دل و ذاتش را بررسی کرده و در انتها سخن را به طلا نسبت میدهد، نشاندهندهی ارزش والای کلام و اندیشه است.
هوش مصنوعی: ای دل، بس کن! زیاد خودت را به زحمت نینداز که تو باعث و بانی این وضعیت من شدی.
هوش مصنوعی: سر من از دنیای دیگر به اینجا میآید، زیرا روح من به خاطر بدنم در قید و بند شده است.
هوش مصنوعی: آیا میتوان از سگان توقع داشت که مانند شیر با زیبایی و قدرت، آهوهایی را که در دشتهای ختن هستند شکار کنند؟
هوش مصنوعی: شب به وقتی که نور مهتاب میدرخشید، تو با ناز و عشوهکاری قصد جذابیت و جلب توجه خورشید را داشتی.
هوش مصنوعی: در شب روشنی تابید و من با صدای دلتنگیام آسمان را شکافتی.
هوش مصنوعی: اگر تو مانند سلیمان نیستی که در دیودلی (دیو و دل) قدرت و سلطانی داشته باشی، حداقل میتوانی در خانهای که دوستش داری، آرامش و خوشبختی پیدا کنی.
هوش مصنوعی: به ناچار برای یک شب شادی تو، برگههای سبز و سالمم را از غم دور کردی.
هوش مصنوعی: تو همان پرندهای هستی که خود به خود آتش را به وجود آوردی و به طور غیرارادی تصمیم به سوختن گرفتی.
هوش مصنوعی: تو با تیشهات به دل مشکلات و سختیها هجوم بردی و هر جا که برخورد کردی، آن را بشکستی و از بین بردی.
هوش مصنوعی: تو به خودت آسیب زدی و حالا به دیگران شکایت میکنی، در حالی که مشکل از خودت است.
هوش مصنوعی: تو مانند زنبوری هستی که در کلبهٔ قصاب در حال گردش و جستجو میباشد و سر خود را در دهان گوشت فرو میبری.
هوش مصنوعی: خاقانی میگوید که کلام و سخن او به مانند طلا ارزشمند است و تو فقط به سخن او تکیه کردهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.