عیسیلبیّ و مرده دلم در برابرت
چون تخم پیله زنده شوم باز در برت
چون شمع ریزم از مژه سیلاب آتشین
زان لب که آتش است و عسل میدهد برت
گر خود مگس شوم ننشینم بر آن عسل
ترسم ز نیش چشم چو زنبور کافرت
یاقوت هست زادهٔ خورشید نی مگوی
خورشید هست زادهٔ یاقوت احمرت
خونریز ماست غمزهٔ جادوت پس چرا
خونینسَلَب شده است لب معجزآورت
مانا که هم لبت خورد آن خون که غمزه ریخت
کاینک نشان خون به لب شکریندَرت
از نشترت سلاح دو بادام گاه جنگ
چشمم چو پسته پر رگ خونین ز نشترت
خاقانیی که بستهٔ بادام چشم توست
چون پسته بین گشاده دهان در برابرت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر با بهرهگیری از تمثیلها و تصاویر هنری، عشق و جذابیت معشوق را توصیف میکند. او به تأثیر معجزهآسا و سحرآمیز لبان معشوق اشاره میکند که چهرهاش را زنده و دل را شاداب میسازد. شاعر همچنین لحظات تلخ و شیرین عشق را به تصویر میکشد و به خطرات و نیشهای عشق اشاره دارد که میتواند دل را مجروح کند. در نهایت، او از جاذبههای ظاهری معشوق و تأثیر آن بر خود سخن میگوید و به زیبایی و دشواری عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: ای عیسی با لبهای زیبا، دل مردهام در برابر تو مانند تخم پیلهای میشود که دوباره زنده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که از چشمانم اشک شبیه به شمع میریزد، این اشک گرم و آتشین است. این اشک از لبانی ساطع میشود که ترکیبی از آتش و عسل دارند، یعنی بر اثر عشق، شیرینی و حرارت را با هم دارد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم مانند مگس شوم و بر عسل بنشینم، از نیشی که شبیه به نیش زنبور است میترسم.
هوش مصنوعی: یاقوتی که به رنگ قرمز است، نتیجه تابش نور خورشید است؛ اما نگویید که خورشید از یاقوت قرمز به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: نگاه جذاب و فریبندهات مثل شمشیر تیز و خطرناکی است که قلبها را میسوزاند. پس چرا لبهای معجزهآسا و زیبای تو اینقدر غمانگیز و مجروح به نظر میرسند؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که لبهای تو زهر غمزهات را بچشند، نشانهای از آن زخم و درد بر لبهای شیرینت پدیدار است.
هوش مصنوعی: چشمانم مانند دو دانه بادام در میانهی جنگ، زخمی و پر از خون است. مثل پستهای که پر از رگهای خونین شده، دلم به شدت آسیب دیده و مجروح است.
هوش مصنوعی: شاعر در اینجا به زیبایی چشم محبوبش اشاره میکند و میگوید که خاقانی (شاعر) به مانند بادام در چشم معشوقش اسیر شده است. او چشمان محبوب را مانند پستهای میبیند که دهانش باز است و آماده برای نشان دادن شگفتیهای خود در برابر معشوق. این تصویر به نوعی به تماشای زیبایی و جذابیت معشوق مربوط میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بفکن مرا ز پای چو تیزست خنجرت
چون دست من رسد بکنم پوست از سرت
تا دورم از جمال و رخ روح پرورت
بیخواب و بیخورم ز غم روی چون خورت
زنهار تا گمان نبری کز تو خالیم
دل نزد تست گرچه به تن دورم از برت
مندیش کز غم تو دل آزار گشته ام
[...]
ای آفتاب تافته از روی انورت
وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت
شکل صنوبر قد تو چون پدید شد
بشکفت سرو از قد همچون صنوبرت
خواهد که بوی تو بکشد باد صبح، اگر
[...]
آه ای فلک ز دست تو و جور اخترت
کردی چو خاک پست مرا، خاک بر سرت
جز عکس مدعا ز تو کس صورتی ندید
تاریک باد آینهٔ مهر انورت
مشمار برق آه جگر سوز من به هیچ
[...]
دیگر کسی نماند «نظیری » برابرت
عکس تو بود مرثیه گو شد ثناگرت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.