عشق تو قضای آسمانی است
وصل تو بقای جاودانی است
در سایهٔ زلف تو دل من
همسایهٔ نور آسمانی است
بربود دلم کمند زلفت
حقا که مرا بدو گمانی است
پیداست چو آفتاب کان دل
در سایهٔ زلف تو نهانی است
عشق تو به جان خریدم ارچه
آتش همه جای رایگانی است
هرچند بر آستان کویت
گردون به محل پاسبانی است
دلجوئی کن که نیکوان را
دلجوئی رسم باستانی است
خاقانی را به دولت تو
کار سخنان هزارگانی است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و ارتباط روحانی خود با معشوق میپردازد. او عشق معشوق را به عنوان قضای آسمانی و وصل او را نشانهای از جاودانگی میداند. دل شاعر در سایه زلف معشوق احساس امنیت و روشنایی میکند و گویی در این عشق، به عمق وجود خود دست یافته است. او همچنین از عشق خود به عنوان آتشی میگوید که در همه جا حاضر است و از معشوق میخواهد که دلجویی کند، چرا که این رفتار در میان نیکان سنتی است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که کلام او در موضوع عشق و دلدادگی، اثر و جاذبهای خاص دارد.
هوش مصنوعی: عشق تو مقدر شده از جانب آسمان است و وصالت باعث ماندگاری ابدی میشود.
هوش مصنوعی: دل من در زیر سایههای موهای تو، مانند همسایهای در کنار نور آسمان قرار دارد.
هوش مصنوعی: به زیبایی زلفت مرا گرفتار کرده است و حقیقتاً به خودت شکی ندارم.
هوش مصنوعی: به وضوح مشخص است که دل من در سایهی زیبایی و جذابیت موهای تو پنهان است، مثل آفتابی که در آسمان میتابد.
هوش مصنوعی: عشق تو را با تمام وجودم پذیرفتهام، هرچند که سختیها و مشکلات اطرافم فراوان است.
هوش مصنوعی: هرچند که بر درگاه تو guard و محافظ وجود دارد، اما من همچنان به سوی تو خواهم آمد.
هوش مصنوعی: به دیگران محبت کن و از حال خوبشان باخبر باش، چرا که این رفتار دوستانه و نیکو، یکی از سنتهای قدیمی و پسندیده ماست.
هوش مصنوعی: خاقانی به خاطر نعمتهای تو، سخنانی شگفت و زیبا سروده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عشقی که نه عشق جاودانی است
بازیچهٔ شهوت جوانی است
هر کس محروم از جوانی است
دردی کش صاف زندگانی است
از یاد تو با نسیم آهم
بویی ز بهار نوجوانی است
کس پی نبرد که قاتلم کیست
[...]
این عرصه که گفت خوش جهانی است
خاکش بر سر که خاکدانی است
عاقل به خدا اگر گزیند
گردی که فراز او دخانی است
در لاله نگر به چشم عبرت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.