مِی خور که جهان حریفجوی است
آفاق ز سبزه تازهروی است
بر عیش زدند ناف عالم
اکنون که بهار نافهبوی است
از زهد کنار جوی کاین وقت
وقت طرب و کنارِ جوی است
شو خوانچه کن و چمانه درخواه
زان یوسف ما که گرگخوی است
گرگ آشتی است روز و شب را
و آن بت شب و روز جنگجوی است
خاقانی گفت خاک اویم
جان و سر او که راستگوی است
گفتی ز سگان کیست افضل
گر هست هم از سگان اوی است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر دعوت میکند تا از خوشیهای زمینی و لذتهای بهاری بهره ببریم و میگوید که زمان مناسبی برای شادی و چشیدن می است. او بر این باور است که زهد و گوشهنشینی در این ایام به دور از روح جوانی و طرب است و باید به زندگی و زیباییهای آن توجه کرد. شاعر به نماد یوسف اشاره میکند که نشاندهنده خواستههای دل است و دقت میکند که در زندگی روزمره نیز باید به مسالمت و آشتی توجه کرد. همچنین، او خود را خادم و تابع معشوق میداند و نسبت به او احساس وفاداری و ارادت میکند. در پایان، شاعر به یکی از ویژگیهای خاص سگان اشاره میکند و نشان میدهد که در جامعه همواره کسانی هستند که به دیگران برتری دارند.
شراب بنوش ، زیرا اینگونه میتوانی در برابر جهانی که مانند جنگجویی که حریف میطلبد بایستی. و شراب بنوش زیرا بهار می آید و روی دنیا سبز میشود.
هم اکنون که بهار بوی خوش سبزه و گل میدهد ،بین دنیا و زندگی کردن با هم پیوندی ناگسستنی بوجود آمده است.
از پرهیزگاری و تقوا کناره گیری کن زیرا که وقت خوشی و عشرت و شراب نوشیدن است.
شب ، بساط مهمانی و عیش و نوش برپا کن و از آن یار ما که چهره اش مانند یوسف زیبا است ولی اخلاق گرگ گونه دارد ، طلب شراب بکن.
روز و شب مانند جنگجویانی هست که به قصد فریب دادن هم ، با یکدیگر و صلح میکنند ( گرگ آشتی ) ولی آن یار زیباروی من همواره با من میجنگد و حتی وانمود به صلح هم نمیکند.
خاقانی گفت که من خاک پای او هستم ( در برابرش خوار و ذلیلم ) و به جان و سر او قسم میخورم که خاقانی راست گو است و سخنش حقیقت است.
تو گفتی که : افضل الدین ( نام خاقانی ) از سگ های کیست؟ ( به زبان امروزی همان « سگ کی باشه » است ) .اگر هم خاقانی سگ باشد، از سگ های او ( معشوق ) است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هر طبع که او خلافجوی است
چون پردهٔ کج خلافگوی است
پای دهل هریسه مأوی است
اینها همه آفت سماوی است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.