گنجور

 
خاقانی

قسم تو ریاست از ریاسَت

اسمیت شریف و معنیی دون

سقا بودی چو کیر از اول

چون خایه رئیس گشتی اکنون

چون کیر نهی کلاه اطلس

چون کس پوشی قبای اکسون

خونت به گلو رساد چون کس

رویت به قفا گشاد چون کون

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
عمادی شهریاری

ای بقعه فرخ همایون

وای صفحه دلگشای میمون

از طاق سپهر و باغ جنت

صدبار به حسن و رتبت افزون

در سایه او طلوع خورشید

[...]

مولانا

عقل از کف عشق خورد افیون

هش دار جنون عقل اکنون

عشق مجنون و عقل عاقل

امروز شدند هر دو مجنون

جیحون که به عشق بحر می رفت

[...]

جهان ملک خاتون

آه از ستم زمانهٔ دون

کاو کرد مرا جگر پر از خون

از درد فراق آن دلارام

از دیده روان شده‌ست جیحون

قدی چو الف که بود ما را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه