چشمهٔ خون ز دلم شیفتهتر کس را نی
خون شو ای چشم که این سوز جگر کس را نی
تنم از اشک به زر رشتهٔ خونین ماند
هیچ زر رشته ازین تافتهتر کس را نی
هیچ کس عمر گرامی نفروشد به عدم
سرّ این بیع مرا هست اگر کس را نی
درد دل بر که کنم عرضه که درمان دلم
کیمیائی است کز او هیچ اثر کس را نی
آن جگر تر کن من کو که ز نادیدن او
خشک آخورتر ازین دیدهٔ تر کس را نی
غم او بر دل من پردهٔ زنگاری بست
کس چه داند که بر این پرده گذر کس را نی
آه و دردا که چراغ من تاریک بمرد
باورم کن که ازین درد بتر کس را نی
غلطم من که چراغی همه کس را میرد
لیک خورشید مرا مرد و دگر کس را نی
دل خاقانی ازین درد درون پوست بسوخت
وز برون غرقهٔ خون گشت خبر کس را نی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مرثیه به فقدان اهل بیت خود و غم عمیق ناشی از آن میپردازد. او احساس تنهایی و اندوهی را تجربه میکند که هیچ کسی نمیتواند درک کند. وجود او مملو از درد و اشک است و هیچ دوستی را نیافته که درد دلش را به او بگوید. با تصاویری از روشنایی و تاریکی، او مرگ کسانش را به عنوان یک چراغ خاموششده و غمانگیز وصف میکند که تکیهگاهش را گرفته است. از این رو، تمام این احساسات او را به نابودی و خاموشی نزدیک میکند، بیآنکه کسی بتواند درک کند که چه بر او میگذرد.
هوش مصنوعی: چشمی که با دیدهٔ خون مینگرد، هیچکس را به اندازهٔ دل من نمیسوزاند. ای چشم، خونین شو؛ زیرا این درد و آتش سینهام فقط به حال کسی دیگر نیست.
هوش مصنوعی: بدنم از اشک مثل رشتهای از خون مانده و هیچ رشتهای به این اندازه زیبا و خیرهکننده نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس عمر ارزشمند خود را به نابودی نمیفروشد و اگر کسی این کار را کند، برای من مهم نیست.
هوش مصنوعی: مشکلات و دلتنگیهایم را با چه کسی در میان بگذارم؟ درمان دردهایم مانند مادهای گرانبهاست که هیچکس نمیتواند از آن بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: من به عشق او بیقرارم و دلم به شدت در آتش longing برای دیدن او میسوزد. چشمانم از دوری او به شدت خشک و بیحالت شده است، و هیچکس نمیتواند به اندازهی من این احساس را درک کند.
هوش مصنوعی: غصه و اندوه او بر دل من غمهایی را به وجود آورد که مانند پردهای زنگار گرفته شده است. هیچکس نمیداند که هیچکس نمیتواند از این پرده عبور کند.
هوش مصنوعی: ای کاش نمیشد که روشنایی من extinguished شد. باور کن که این درد برای هیچکس به اندازه من سخت نیست.
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم که فکر کردم نوری که دارم، باعث روشنایی همه میشود. در حالی که نور خورشید باعث مرگ من شده است و برای دیگران تأثیری ندارد.
هوش مصنوعی: دل خاقانی از درد درونش به شدت سوخت و از بیرون، به حدی در خون غرق شد که هیچ کس از حال او خبر نداشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.