عهد تو سست و وعده ها خام است
چشم شوخت میانه بادام است
غمزهات زخمه زلف و خالت عود
خون عاشق می و لبت جام است
زلف تو بهر صید از چپ و راست
چشم ها برگشاده چون دام است
جای دلهای نازکست آن زلف
بهترین آبگینه در شام است
آنکه گویند گرم روست پری
پیش روی تو نقش حمام است
آنچه ضایع شود بما ز لبت
بر رخ آب دهان و دشنام است
آمدی خیز و ریز خون کمال
بعد تشریف رسم انعام است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف معشوق و بازیهای عاشقانه میپردازد. او به سستی عهد و وعدههای معشوق اشاره میکند و از زیباییهای صورت و زلف او سخن میگوید، که چشمانش مانند دامهایی هستند که دلها را صید میکنند. غمزهها و زلفهای معشوق به شدت تاثیرگذار بوده و شاعر را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. همچنین، بیان میکند که معشوق همچون یک پری زیباست و جذابیت او نه تنها دل ها را میفریبد، بلکه باعث میشود که عشق و خون عاشق در وجودش جاری شود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که تمام این زیباییها در مراسم و با شکوهی خاص به نمایش درمیآید.
هوش مصنوعی: عهد و وعدههای تو ضعیف و ناپخته است، در حالی که چشمان تو زیبایی و جذابیت خاصی دارند که شبیه به بادام میباشند.
هوش مصنوعی: چشمانت همچون زخمهایی هستند که زلفهای زیبایت را پرمضمون کردهاند و حالت صورتت مانند بخور خوش بویی است که دل عاشق را میسوزاند، و لبهایت چون جامی پر از شراب است.
هوش مصنوعی: موهای تو به شکلی طراحی شدهاند که چشمها را به سوی خود جذب و به دام میاندازند، مانند تلهای که از دو طرف باز شده است.
هوش مصنوعی: دلهای حساس و لطیف من در سایه زیباییهای زلفی که همچون بهترین شیشه در شام میدرخشد، قرار دارد.
هوش مصنوعی: آن کسی که میگویند چهرهاش مثل پری است، تصویرش مقابل تو همچون نقاشیای از یک حمام است.
هوش مصنوعی: هر آنچه که از لبانت به سمت آب منعکس میشود، چیزی جز بیارزشی و ناسزا نیست.
هوش مصنوعی: شما آمدید و همگان در حال شادی و شعف هستند، زیرا بعد از ورود شما، جلوه و پاداش محبت و لطف شما نمایان میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
او به هر کار بس به اندام است
هم نکوروی و نکونام است
کآنچه او میپزد همه خام است
تخمِ بیداد، بدسرانجام است
هر که بر خوان این هوس خام است
نیست معنی درو، همه نام است
زو بری شو که ناخوش و خام است
دانهاش را مچین که آن دام است
ور بگوید کسی که آن دام است
دام بهر عذاب و ایلام است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.