مرا با تو نقل و شراب آرزوست
از آن لب سوال و جواب آرزوست
میان صفای می و شیشه باز
مرا از تو جنگ و عتاب آرزوست
اگر دیده دیدار جوید رواست
که نم دیده را آفتاب آرزوست
به خون گر نه ای قانع اینک جگر
گرت خوردن این کباب آرزوست
شبی آستان درت زیر سر
مرا با خیال تو خواب آرزوست
حجاب من از پیش رو دور ساز
که روی نوام بی نقاب آرزوست
پیامی بده گه گهی با کمال
کزان لب به گوشم خطاب آرزوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به آرزوها و خواستههایش از محبوب میپردازد. او به تصویر زیبای ملاقات و گفتگو با معشوق اشاره میکند و از خوشیهای ناشی از شراب و عشق سخن میگوید. آرزو دارد که حجابهای بین خود و محبوب برداشته شود تا بتواند زیبایی او را بدون مانع ببیند. همچنین، شاعر از احساسات عمیق و درونی خود و تمایل به تجربیات عاشقانه و صمیمی با معشوق میگوید. در نهایت، خواستار پیامی از معشوق برای نزدیکتر شدن به اوست.
هوش مصنوعی: من با تو نوشیدنی عشق و آرزو دارم، چون از آن لب تو سوال و جوابی پر از آرزو میچشم.
هوش مصنوعی: در دل خلوص و شدت زیبایی می و شیشه، تنها آرزوی من این است که از تو خصومت و سرزنش نصیبم شود.
هوش مصنوعی: اگر چشمان کسی به دنبال دیدار یاری باشد، طبیعی است که اشکهای او به مانند آفتاب آرزوها و امیدهایش، روشن و درخشان باشد.
هوش مصنوعی: اگر به خواستهها و آرزوهایت قانع نیستی، باید آماده باشی که برای رسیدن به آنها هزینه بدهی و حتی ممکن است دلت بشکند.
هوش مصنوعی: شب، وقتی که سرم را زیر آستان در تو میگذارم، خواب آرزوهایم با یاد تو رقم میخورد.
هوش مصنوعی: پردهای که بر سر راهم هست را کنار بزن تا بتوانم چهره زیبا و بدون زرق و برق آرزوهایم را ببینم.
هوش مصنوعی: پیامی بفرست، هر از گاهی، با زیبایی که از لبهایت برایم به گوش میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.