نیست مسموع آنکه گفتی با تو ما را جنگ نیست
در پرت دل هست اگر در آستینت سنگ نیست
صبر باید کردنم بر اشک سرخ و روی زرد
چون ز باغ وصل گلرویان جز اینم رنگ نیست
با غم رویت خوشم در محنت آباد جهان
از هوای گل قفس بر عندلیبان تنگ نیست
سهل باشد پیش آن عارض خط زنگاریش
آب چون بی تیرگی، آینه هم بی رنگ نیست
میکند بر نُه فلک آهنگ رفتن نالهام
در میان پردهها زین تیزتر آهنگ نیست
ای که ترک مجلس رندان کئی آیی به وعظ
گر نصیحت بشنوی خوشتر ز بانگ چنگ نیست
آن دهان تنگ بنگر پر ز گفتار کمال
آنکه باشد قند مصرش زین شکر در ننگ نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بیان میکند که اگرچه ادعا میشود که با او جنگی نیست، اما در دلش سنگینی غم وجود دارد. او از صبر بر اشکهای خود میگوید و حسرت وصل یارانی را میکشد که در باغی از عشق سیر میکنند. با وجود رنجهای زندگی، به یاد چهره محبوبش احساس خوشی میکند. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و میگوید که به خاطر زیباییاش نمیتوان عیبی در او مشاهده کرد. همچنین، شاعر از غمی که موجب نالهاش شده سخن میگوید و درخواست میکند تا محبوبش به جمع رندان برگردد. در پایان، او به قدرت کلام خود اشاره میکند و از نیکویی آن میگوید.
هوش مصنوعی: کسی که میگوید با تو دشمنی نداریم، در حقیقت در دلی پر از کینه و خصومت، سنگی در آستین پنهان کرده است. به عبارتی دیگر، در ظاهر مدعی صلح است اما در باطن قصد جنگ و خونریزی دارد.
هوش مصنوعی: باید تحمل کنم سختیهای ناشی از اشکهای غمانگیز و چهرهی رنگ پریدهام، زیرا جز این رنگها در عشق به گلرویان دیگر رنگی نمیبینم.
هوش مصنوعی: من با حسرت چهرهات در این دنیای پر از درد و رنج، احساس خوشی میکنم. در این قفس، حتی اگر دور از گلها باشم، برای پرندهها با آوازم تنگی نمیآورد.
هوش مصنوعی: آب به راحتی میتواند خط زنگاری روی چهرهاش را پاک کند، زیرا آینه هم وقتی که از تیرگی دور باشد، بیرنگ نخواهد بود.
هوش مصنوعی: ناله من در میان پردهها به قدری تند و دلخراش است که بر تمامی آسمانها تأثیر میگذارد و هیچ صدایی به اندازه آن تند و با احساس نیست.
هوش مصنوعی: ای کسی که به جمع خوشگذرانان پشت کردهای، اگر به سخنان نصیحت گوش بدهی، بهتر از صدای چنگ است.
هوش مصنوعی: به آن دهان کوچک نگاه کن که پر از سخنان عالی است، کسی که مانند قند مصری است و از این شیرینی عیب و ننگی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باتو ای عاصی مرا صلح است هرگز جنگ نیست
زانکه غیر از غم تو را اندر دل تنگ نیست
روی زرد خود به ما کن زانکه بر درگاه ما
هیچ روئی بهِ ز روی زعفرانی رنگ نیست
در دل شب ها رسن در گردن افکن توبه کن
[...]
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه بر زورآوران انداختن فرهنگ نیست
در که خواهم بستن آن دل کز وصالت برکنم
چون تو در عالم نباشد ور نه عالم تنگ نیست
شاهد ما را نه هر چشمی چنان بیند که هست
[...]
در بر سیمین دلت گر سخت تر از سنگ نیست
هرگزت رحمی چرا بر عاشق دلتنگ نیست
از خروش دلخراش ما طلب کن سر عشق
زانکه این سر در صدای عود و صوت چنگ نیست
ماند ز اشک ما چو خر در گل رقیب سنگدل
[...]
غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست
خواب چون افتاد سنگین حاجت پاسنگ نیست
برنمی آید دل روشن به روی سخت خلق
جوشن داودیی آیینه را چون زنگ نیست
از شکست ایمن شود هر کس که خود را بشکند
[...]
حایل عزم نفسگرد ره و فرسنگ نیست
مقصد دل نیست پیدا ورنه قاصد لنگ نیست
نغمهها بیخواست میجوشد ز ساز ما و من
حیرت آهنگیم درآهنگ ما آهنگ نیست
در محیط از خودنماییها نمیگنجد حباب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.