از تو چشمم چو غطت کی طرف مه باشد
با خیال تو کرا در دل من ره باشد
پیش رخسار تو افزون تر ازین آه کشم
بیشتر ناله مرغان به سحرگه باشد
طره از نار مده تاب که آن زلف دراز
شب عمرست و نخواهیم که کوته باشد
کس ندانست که آن نقل دهان روزی کیست
رزق در پرده نیست که آگه باشد
قد و رفتار گر اینست زهی گستاخی
که بجز سایه تو کس به تو همره باشد
استخوانم ز په واقعه شطرنج کنید
تا نهم رخ به بساطی که چنین شه باشد
گر به بینی دهن ننگ وقد بار کمال
بوسه ده خواه و بگز صفر و الف ده باشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی معشوق خود میپردازد و از عشق و احساسات عمیقش سخن میگوید. او اشاره میکند که چشمانش همچون ماه به سمت معشوق مینگرد و در دل خود جایی برای او محفوظ دارد. شاعر در عین حال به آشفتگی و نالهی دل خود در زیر نور صبحگاه و زیباییهای معشوق اشاره میکند و به زلفهای او که همچون آتش است، میبالد. در ادامه، او از غم و شوری که در دل دارد میگوید و به وجدانی در مورد کوشش برای رسیدن به معشوق اشاره میکند. غزل در نهایت به داوری بین عشق و زیبایی معشوق و تأثیرات آن بر درون شاعر میپردازد.
هوش مصنوعی: چشمان من به تو دوخته شده است، زیرا نگاه کردن به تو برایم مانند تماشای ماه است. با وجود تو، در دل من راهی به سوی احساسات و خیالات عاشقانهام باز میشود.
هوش مصنوعی: من بیشتر از این، در برابر زیبایی تو، آه میکشم و نالهام از صبحگاه بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: موهای تابدار و زیبا را از آتش عاشقی مده، زیرا آن زلف دراز نماد شب عمر ماست و نمیخواهیم که لحظات زندگیمان کوتاه و کمنور باشد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که آن نقل و قول که به زبان میآید، چه زمانی به واقعیت میپیوندد. روزی و معیشت در خفا و پنهان است و کسی نمیتواند از آن آگاه شود.
هوش مصنوعی: اگر قد و رفتار تو به این صورت است، پس چقدر بیپرواست که غیر از سایهات، کسی دیگر بتواند همراه تو باشد.
هوش مصنوعی: من استخوانم را به خاطر حادثهی شطرنج بکنید تا بتوانم به میدان ببرم، جایی که چنین شاهی حضور دارد.
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی لبان کسی توجه کنی و کمال بوسه را در نظر بگیری، خواهی دید که محبت و عشق در دل انسان جایی ویژه دارد و هر دو طرف به هم پیوند میخورند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تیر عدوان به کمانها همه در، زه باشد
زخم پیکان به تنم از، که واز مه باشد
نظر دوست چو بر من متوجّه باشد
«زخم خونینم اگر، به نشود، به باشد»
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.