اگر درد تو از حبیب باشد
درد سرت از طبیب باشد
ما را چه غریب شهر خوانی
عاشق همه جا غریب باشد
أهم مشنو که گل پریشان
از ناله عندلیب باشد
یارب که بر آن در از گدایان
من باشم و با رقیب باشد
شایسته گوش واعظ ما
آواز خوش خطیب باشد
گوید به تو بار باشم از دور
خواهیم که عنقریب باشد
با بار رسی کمال روزی
از عمرت اگر نصیب باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز احساسات عاشقانه خود میپردازد و عنوان میکند که اگر درد عشق از شخص محبوب باشد، پس طبیب نیز نمیتواند آن را درمان کند. او از تنهایی و سردی در عشق سخن میگوید و بیان میکند که عاشق در هر جایی احساس غریب بودن میکند. شاعر از خداوند درخواست میکند که در کنار محبوب و رقیب خود باشد و به این امید است که روزی به مطلوبش برسد و از عمرش نصیبی در این راه داشته باشد. در نهایت، او به تنهایی و بیاحترامی که به عاشقان میشود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر درد تو ناشی از عشق و محبت باشد، پس تسکین و درمان تو هم باید از کسی باشد که به تو نزدیک است و میشناسدت.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، ما در هر جایی احساس بیگانگی میکنیم و شهر ما برایمان غریب است.
هوش مصنوعی: به صداهای دلخراش و غمانگیز توجه نکن، زیرا ممکن است زیبایی گلها تنها به خاطر ناله و غمگینی بلبل باشد.
هوش مصنوعی: خداوندا، کاش من در درگاه تو به عنوان گدا باشم و رقیب بر سر عشق من باشد.
هوش مصنوعی: باید سخنران ما صدای زیبا و خوشایندی داشته باشد تا شنیدن کلامش برای مردم جذاب و دلنشین باشد.
هوش مصنوعی: او میگوید که به تو وابستهام و اگرچه از هم دور هستیم، به زودی به هم خواهیم رسید.
هوش مصنوعی: اگر مقدر باشد بخشی از عمرت با زیبایی و کمال سپری شود، به تو خواهد رسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.