گر دم زنم بی روی او شرم آیدم از روی خود
عاشق بجوید زندگی بی صحبت دلجوی خود
من جانه می کندم زغم آن لب زمن می خواست جان
فرهاد میزد نیشه ها بر سنگ و شیرین سوی خود
با ماه گفتم این همه حسن از کجا آورده ای
گفتا ز خاک کوی او مالیده ام بر روی خود
گفتنی سر یک موی من هر دو جهان دارد بها
دیدی که هم نشناختی مقدار تار موی خود
ناصح بگفت از اولم کز عشق خویان توبه کن
روی تو دید و توبه کرد آخرز گفت و گوی خود
روزی که چشمت اوفتد بر کشتگان خویشتن
گو عذر زحمتهای ما با غمزه جادوی خود
در دور چشمت شد سیه از دود دل محرابها
گر باورت ناید زما بنگر خم ابروی خود
گوید کمال سخت جان هست از سگان کوی من
بشکست باز آن سنگدل قدر سگان کوی خود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به تأثیرات عمیق آن بر زندگیاش اشاره میکند. او به درد و رنج ناشی از جدایی و longing برای معشوق میپردازد و تنهایی خود را با گفتوگو با ماه مقایسه میکند. معشوق را به عنوان منبع زیبایی میشناسد و بر ارزش عشق و محبت تأکید میکند. او همچنین به سرنوشت عاشقانی که به درک واقعی میرسند، اشاره میکند و به گوشهنشینی و آسیبهای ناشی از عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و نفوذ آن در زندگی اشاره دارد و به عقیده خود درباره ارزش وجودی معشوق میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر من درباره او صحبت کنم، از خودم شرمنده میشوم. عاشق باید به دنبال زندگی باشد که در آن با دلبرش صحبت کند.
هوش مصنوعی: من از غم آن لب که میخواست جان من را بگیرد، از جان خود میکَندم. فرهاد به خاطر شیرین سنگ را میکوبید و من نیز به یاد او، از درد فراق رنج میبرم.
هوش مصنوعی: با ماه گفتم که این همه زیباییات از کجا آمده است. او پاسخ داد که زیباییام را از خاک کوی محبوبم به چهرهام مالیدهام.
هوش مصنوعی: بهای یک تار موی من از ارزش هر دو جهان بیشتر است. آیا دیدهای که تو حتی ارزش تار موی خودت را نمیشناسی؟
هوش مصنوعی: ناصح به من گفت که از عشق خانوادهام دست بکشم، اما وقتی چهرهات را دید، خودش هم از این حرفش پشیمان شد.
هوش مصنوعی: روزهایی که به کشتگان خود نگاه میکنی، با ناز و اشارهات از زحمات ما عذرخواهی کن.
هوش مصنوعی: در اطراف چشمانت به خاطر غم دل، به رنگ سیاه درآمده است. اگر به این موضوع باور نداری، به خم ابروی خود نگاه کن.
هوش مصنوعی: میگوید که کسی که از سختیها و مشکلات جان میکشد، سنگدلی است که دلخوش به زیبایی و فضایل دیگران نیست و همچنان به وسوسههای خود ادامه میدهد. این شخص از وفاداری و سیاهی دل سگان کوی خود نیز به راحتی نمیگذرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.