ما را هوس مسجد و سجاده نباشد
مستی صفت مردم آزاده نباشد
و از ساده دلی پیر ملامتگر ما را
ذوق می رنگین و رخ ساده نباشد
صوفی بقدح گر ندهد دست ارادت
عارف نبود سالک و بر جاده نباشد
امیر نسبت نتوان کرد به هیچ آدمی او را
بینید که ناگاه پری زاده نباشد
در خانه درویش چه اسباب نشاط است
گره دولت غمهای تو آماده نباشد
زنهار کمال از سرزلفش نکنی باد
تا در قدم او سرت افتاده نباشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد تصوف و ریاکاری میپردازد و میگوید که در جایگاه اصلی، عبادت حقیقی و ارادت معنوی، بدون ریا و ظاهرگرایی لازم است. او تأکید میکند که سادهدلی و دوختن دل به ظواهر نباید ما را از حقیقت دور کند. درویشها نیز زندگی ساده و شادی دارند، اگرچه ممکن است ظاهراً مادیات را نداشته باشند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق به افرادی که درخشان هستند نیز نباید ما را به غرور و کبر بیندازد.
هوش مصنوعی: ما دیگر به فکر مسجد و عبادت نیستیم، چون حال و هوای ما شبیه به افراد آزاد و مستقل نیست.
هوش مصنوعی: از سادگی و بیخبر بودنِ ملامتگرِ پیر، ما لذت میبریم و این باعث نمیشود که چهرهامان ساده به نظر برسد.
هوش مصنوعی: اگر صوفی به بادهاش دست ارادت ندهد، بدان که عارف واقعی نیست و سالک نیز در راه سیر و سلوک قرار ندارد.
هوش مصنوعی: آدمی را نمیتوان به هیچ یک از انسانها مقایسه کرد، زیرا اگر او را ببینی، ناگهان متوجه میشوی که مثل پریهاست و ویژگیهای خاصی دارد.
هوش مصنوعی: در خانهی درویش، وسایلی برای شادی وجود ندارد و اگرچه او در سختیها به سر میبرد، اما آمادهسازی برای غم و مشکلات زندگی، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: مراقب باش که زیبایی و کمال او از زیر گیسوانش تو را فریب ندهد، زیرا اگر این طور باشد، ممکن است در برابر او به تسلیم درآیی و خود را به پایین بیندازی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.