هزار سرو که در حد اعتدال برآید
به قامتت نرسد گر هزار سال برآید
شی میان گلستان ز چهره پرده برافکن
که به فرو روده و گل به انفعال برآید
از سر حسن نو الآ به نقطه نبرد پی
خط عذاره تو چندان که گرد خال بر آید
اگر چه صبح برویت ز آفتاب زند دم
کجا ستاره به خورشید بیژوال برآید
علی الصیاح تفال بروی خوب تو کردم
که تا از آن ورق گل مرا چه فال برآید
برآمد اول خط زلف سرکش تو بفالم
بشارتست به دولت چوه حرف دال بر آید
تنم به فکر میان تو شد بشکل (هلالی)
تصوری نه هنوزش کزان خیال براید
به حسرت لب لعل تو قطره های سرشکم
بهر زمین که چکد چشمه زلال براید
کمال عرض تمنا به ماء عارض او کن
که گر برآید امیدی از آن جمال برآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و برتری او را بر همه زیباییهای دیگر نمایان میسازد. او معتقد است حتی هزار سرو هم نمیتواند به قامت معشوق برسد و زیبایی چهرهاش مانند گلستان است که همگان را تحت تاثیر قرار میدهد. شاعر به این نکته اشاره میکند که صبح روی معشوق از آفتاب نیز درخشانتر است و هیچ ستارهای نمیتواند با آن برابری کند. او از حسرت و شوق خود برای لبهای معشوق صحبت میکند و آرزویش را مطرح میسازد که امیدی از جمال او نصیبش شود. غزل به تصویرسازی از تمنای شاعر و فضایی عاشقانه میپردازد.
هوش مصنوعی: هر چند هزاران سرو زیبا در بهترین حالت شکوفا شوند، هیچکدام به قامت تو نزدیک نخواهند شد، حتی اگر برای مدت طولانی سرسبز و با شکوه بایستند.
هوش مصنوعی: ای شیرینروی عزیز، برای اینکه زیباییات بیشتر نمایان شود، پرده را از چهرهات کنار بزن. چون شکوفهها و گلها تحت تأثیر زیبایی تو به آرامش و سکوت در میآیند.
هوش مصنوعی: با زیبایی نوظهور خود، به نقطهای میرسد که نشانههای زیبایی تو، چنان بر روی پوستش میدرخشد که همچون گردی بر روی خال نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه صبح که خورشید طلوع میکند، چهرهات را روشن میکند، اما هیچ ستارهای نمیتواند با نور خورشید درخشانتر از آنچه که هست، نمایان شود.
هوش مصنوعی: به صدای زنگ زیبای تو نگاه کردم و پیشبینی کردم که از این ورق گل چه نشانهای برای من بیرون میآید.
هوش مصنوعی: برآمدن اولین خط زلف پریشان تو، نوید دهندهی خوشبختی و قضا و قدر است، همانگونه که وقتی حرف "دال" برآید.
هوش مصنوعی: بدن من به یاد تو دچار خیال و تصوری شده است، اما هنوز به مرحلهای نرسیده که از این فکر و خیال به واقعیت تبدیل شود.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی داشتن لبهای زیبا و شیرین تو، اشکهای تلخی از چشمانم بر چهره زمین میریزد، مانند چشمهای زلال که جوشیده است.
هوش مصنوعی: بهترین دعا و خواستهات را به او تقدیم کن، زیرا اگر امیدی از زیبایی او به دست آید، زیبایی واقعی ظهور خواهد کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
مه تمام ببینی که با کمال برآید
نهال سرو بلندت به روضه گر بخرامد
درخت سدره و طوبی ز اعتدال برآید
نقاب سنبل مشکین ز برگ لاله برافکن
[...]
هر آفتاب که از مطلع جمال برآید
چو ماه روی تو بیند به انفعال برآید
نهال مهر تو کشتم به سینه لیک چه حاصل
اگر نه میوه مقصود ازین نهال برآید
دمیده گرد دهان تو چیست آن خط مشکین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.