چشم تو که داشت خواب بسیار
لب داشت به او شراب بسیار
آن غمزه که مست از این شراب است
از جگرم کباب بسیار
هرگز نشود دو چشم تو سیر
از ناز پر و عتاب بسیار
بی عشق قبه را چه سودست
با دانش کم کتاب بسیار
گر کشتن عاشقان ثواب است
تو بافتة ثواب بسیار
تا پای ببوسمش به رفتن
ای عمر مکن شتاب بسیار
پیش دو رخ تو سیب سیمین
شیرین شد از آفتاب بسیار
از دوری عارض و لبت رفتن
از چشم کمال آب بسیار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق آن بر خود میپردازد. چشمان معشوق خوابآلود و لبهایش همراه با جرعهای شراب، حالتی مستی و غم را به عاشق القا میکند. شاعر بیان میکند که این زیباییها و ناز معشوق هیچگاه او را سیر نمیکند و دوری از او درد و رنجی فراوان به همراه دارد. عشق را ارزشمندتر از هر دانشی میداند و تأکید میکند که برای بوسیدن معشوق باید شتاب نکرد. در انتها، زیبایی معشوق را با سیب سیمین و آفتابی که بر او میتابد، مقایسه میکند و از دوری و جدایی احساس عمیق اندوه میکند.
هوش مصنوعی: چشمان تو که خوابهای زیادی را در خود داشتند، لبهایت با شراب فراوان آشنا بودند.
هوش مصنوعی: آن زیبایی که از شراب مست شده، به قلب من درد و رنج فراوانی میزند.
هوش مصنوعی: چشمان تو هرگز از زیبایی و وفور ناز و دلربایی سیر نمیشوند.
هوش مصنوعی: بدون عشق، داشتن علم و کتابهای زیاد فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: اگر کشتن عاشقان کار نیک و پاداشآوری است، پس تو خود به اندازهٔ زیادی از این پاداش برخوردار شدهای.
هوش مصنوعی: برای اینکه اجازه بدهم پای او را ببوسم، ای عمر، چرا اینقدر عجله میکنی؟
هوش مصنوعی: به خاطر تابش زیاد آفتاب، سیب نقرهای و شیرین، در برابر چهرهی تو زیباتر و دلپذیرتر شده است.
هوش مصنوعی: به دلیل دوری چهرهات و لبانت، زیباییام مانند آب بسیار در دلِ کویر خشک شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.