خیال خال لبش می کنم به خواب هوس
اگرچه خواب نباید به چشم کس ز مگس
به عرضه داشت نوشتم که خون بنده بریز
خطش نمود تقبل لیشه ستاند نفس
سری که پیش تو دارم بر آستان حق است
منم که از همه عالم سر تو دارم و بس
صلای دعوت خوبی بزن که هست امروز
خط تو سبزی خوان خلیل و خال عدس
دو چشم مست سیه کرده به سوختنم
مساز خانه مردم سیه مسوزان خس
کمان ابروی شوخ ترا ز تیر مژه
چو بود ناوک بیحد رسید به همه کس
کمال هست قرین با رقیب خانه سیاه
چو طوطی ای که به زاغش کنند اسیر قفس



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی معشوقش، با توصیف خال لب و اثر عمیق آن بر دلش، در عالم خواب و خیال میاندیشد. او با آرزوی پیوند و عشق، خویش را در برابر معشوق ناتوان میبیند و از این بابت دچار رنج است. عشق او با چشمان مست معشوق و ابروهای شوخ او نمایان میشود و شاعر به نوعی احساس اسارت در این عشق را بیان میکند. در پایان، او همچنان به این عشق و رقابت با دیگران اشاره کرده و به استقامت در برابر دشواریها در دل تیرهرو باشد.
هوش مصنوعی: به تصور لبهایش در خواب، آرزوها را پرورش میدهم، هرچند نباید خواب به چشم دیگران برسد، مثل مگس.
هوش مصنوعی: نوشتم که جانم را ببخشید و خونم را بریزید. او بر روی این درخواست خط کشید و پذیرفت که نفس ام را بگیرد.
هوش مصنوعی: سر من در حضور تو است و در آستان خداوند قرار دارد. من فقط به خاطر تو و عشق به تو، خودم را در این دنیا ارزشمند میدانم.
هوش مصنوعی: به دوستان بگو که امروز روز خوبی است و زمان مناسبی برای دوستی و مهمانی. این روز، همانند روزهای گذشته، به خاطر خط خوب تو و زیبایی خاصی که دارد، ارزش Celebration را دارد.
هوش مصنوعی: دو چشم زیبا و مست تو باعث غم و سوختن من شده است. خانهطلبی و دلسوزی دیگران را که با شرایط بدی روبرو هستند، نادیده نگیر و ناراحتی خود را به آنها منتقل نکن.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت ابرو و مژههای یک شخص میپردازد. کمان ابرو و تیر مژه نشاندهندهی ظرافت و زیبایی خاصی هستند که نظر هر کسی را به خود جلب میکنند. در اینجا به طرز غیرمستقیم اشاره میشود که این زیبایی چنان تأثیرگذار است که همه را تحت تأثیر قرار میدهد و گویی شخصی به شدت به آن جذابیت نگاه میکند.
هوش مصنوعی: کمال و فضیلت همیشه در کنار چالشها و رقیبها قرار دارد. مانند طوطیای که در قفس زاغی زندانی شده و نمیتواند آزادانه پرواز کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیا که در دو جهان غیر تو ندارم کس
دل حزین مرا بی تو از دو عالم بس
ز حد گذشت فراق رخ تو ای دیده
به جان رسید دل من به غور حالم رس
اگر گذر کنم اندر دلت چه خواهد بود
[...]
خوش است کنج حضور و دل از جهان فارغ
که هر چه پیش تو آید خدای داند و بس
نه بی حضور تو از کس ملول و کس از تو
نه غیبت تو کند کس نه هم تو غیبت کس
فلک به مردم نادان دهد زمامِ مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس
شریر، قاضی و رهزن، امین و دزد، عسس!
ازبن دیار بباید برون جهاند فرس؛
فتاده کارکسان با جماعتی که بوند
همه عوان و همه خونی و همه ناکس!
زمام جمله سپرده هوس به چنگ هوی
[...]
همی نمود پر از می پیاله را وان پس
همی نهاد به لبهاش، او همی زد پس
(عشقی) دل من از تو چه پنهان، نموده بود هوس
که کاش زین همه اصرار، قدر بال مگس:
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.