صحبت عاشق و حبیب بهم
فصل گل دان و عندلیب بهم
غم جگر ساخت قسمت من و دل
هر دو خوردیم آن نصب بهم
به تفال قرآن تحسین است
دیدن ناصح و ادیب بهم
بشکافند سقف مقصوره
نعره واعظ و خطیب بهم
نیست فرقی میان این دو برزگ
گر به بینی سگ و رقیب بهم
رنج دیدند هر دو معلوم است
از من افسونگر و طبیب بهم
بافت شهرت چو جمع کرد کمال
غزل و معنی غریب بهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ مکالمه عاشق و معشوق است که در آن احساسات عمیق و غمانگیز عاشقی بیان میشود. آنها با هم از جراحتهای دل و سختیهای عاشقانه در زندگی صحبت میکنند و به دردی مشترک اشاره میکنند. همچنین، شعر به تناقضات و شباهتهای میان عشق و رقابت میپردازد و نشان میدهد که هر دو طرف تجربیات سختی را تحمل کردهاند. در نهایت، کمال خجندی از هنری که به دست آورده و غزلهایی که بافته، صحبت میکند که گرچه ممکن است برخی مفهوم و معنا را درک نکنند، اما او همچنان به زیباییهای آن افتخار میکند.
هوش مصنوعی: گفتوگو و ارتباط عاشق و معشوق را میتوان به مانند لطافت و زیبایی گل و آواز پرندهای مثل قناری تصور کرد.
هوش مصنوعی: غم و اندوه، نصیب من شده و من و دل هر دو در رنج و درد مشترک هستیم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی انسان به قرآن مراجعه میکند برای پیشگویی یا دریافت پیام، دیدن شخصی خیرخواه و دانشمند بسیار خوشایند و مایه تحسین است.
هوش مصنوعی: به خاطر صدای بلند واعظ و خطیب، سقف مقصوره (محل مخصوص سخنرانی) شکافته میشود.
هوش مصنوعی: هیچ تفاوتی بین این دو بزرگ وجود ندارد اگر به آنها به عنوان یک سگ و رقیب نگاه کنی.
هوش مصنوعی: هر دو از درد و رنجی که من به آنها وارد کردهام، آگاه هستند؛ من هم مانند یک جادوگر و هم مانند یک پزشک، تاثیر خود را بر آنها گذاشتهام.
هوش مصنوعی: شهرت مانند یک بافت است که زیبایی و تمامیت شعر و مفهوم عجیب را در کنار هم جمع میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.