ما از شراب و شاهد صد بار توبه کردیم
آن توبه ها شکستیم چون با تو باده خوردیم
ساقی بریز دردی بر درد ما کز آن لب
هم تشنگان دردیم هم خستگان دردیم
مائیم و گشت کویت رقصانه و باده نوشان
زین شیوه بر نگردیم تا بی خبر نگردیم
تا چند بر تو خواندن طامات زهد و تقوی
طومار زلف بگشا تا نه در نوردیم
هر کس چو باد از آن کو برخاستند و رفتند
ما خاکیان بر آن در بنشسته همچو گردیم
داریم سرخ روئی از اشک های رنگین
چون شمع اگر چه گربان با چهره های زردیم
هر فرد را کمالی باشد به قدره همت
ما را کمال این بس کز هر دو کون فردیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از توبه کردنهای مکرر خود و شکست آنها به خاطر عشق و نوشیدن شراب با معشوق سخن میگوید. او به دردهای ناشی از عشق و زندگی زاهدانه اشاره کرده و میخواهد که ساقی از دردهایش بکاهد. شاعران و دیگران از عاشقی و شیفتگی دور میشوند، اما او همچنان در کوی معشوق باقی مانده است. شاعر از سرخی چهرهاش به سبب اشکها و غم عشق صحبت میکند و در نهایت به این نکته میرسد که کمال حقیقی او در انتخاب شیوهای متفاوت از دیگران و در عشق به معشوق نهفته است.
هوش مصنوعی: ما بارها از نوشیدن شراب و همراهی معشوق توبه کردهایم، اما هر بار این توبهها را شکستهایم و دوباره به سمت تو و بادهنوشی روی آوردهایم.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بر درد ما دردی بریز، زیرا ما از شوق آن لب، هم تشنهی عشق هستیم و هم خسته و درمانده از این درد و مصیبت.
هوش مصنوعی: ما در گشت و گذار کوچههای تو هستیم و با شادی و نوشیدن شراب، از این راه و روش جدا نخواهیم شد، تا زمانی که از این حال بیخبر شویم.
هوش مصنوعی: چرا هنوز به داستانهای پیچیده زهد و تقوی ادامه میدهی؟ بیایید زلفت را باز کن تا بتوانیم به عمق زندگی بپردازیم و از محدودیتها رها شویم.
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند باد از آن مکان برخاست و رفت، ما انسانهای خاکی به انتظار نشستهایم و همچون غبار در آنجا باقی ماندهایم.
هوش مصنوعی: ما از اشکهای رنگی مانند شمع سرخرو هستیم، هرچند که چهرههایمان زرد و غمگین است.
هوش مصنوعی: هر فردی با توجه به تلاش و همت خود به کمال میرسد، و ما نیز در اصل خود به کمال رسیدهایم؛ زیرا از دو جهان جدا و منحصر به فرد هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غم نیست گر به مهرت انباز داغ و دردیم
طومار شادمانی بهر تو درنوردیم
با جان و سر نپیچیم وز راه برنگردیم
ما اختیار خود را تسلیم عشق کردیم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.