من و درد تو آنگه باد مرهم
نباشد این قدر دردی مرا هم
حدیثم از کم و افزون جز این نیست
که افزون باد این درد و دوا کم
به خون ریزم اجازت چیست گفتی
اجازت اینه که بسم الله همین دم
نه بینم هرگز آن روزی که بی دوست
به بینم سینه بی غم دیده بینم غم
عجب غمخوارفه دارم که هرکس
او می خورد من میخورم غم
کمال از خون دل بنوشت فتوی
رساند آنگه بدانه دیرینه همدم
که کس بابد مرادی از تو بانی
جواب آمده که نی والله اعلم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از جدایی از محبوب سخن میگوید و به کمبود ارتباط با او اشاره میکند. او حس میکند که دردهایش هرگز کم نمیشوند و حتی هر روز بیشتر میگردند. در این میان، محبت و غمخواری محبوبش را به نوعی شگفتی میبیند، زیرا او نیز بار غم را به دوش میکشد. شاعر به این وضعیت با تأسف نگاه میکند و در نهایت نتیجه میگیرد که اکنون در این عشق، تنها راهی که باقی مانده، صبر و تحمل است.
هوش مصنوعی: من و درد تو هرگز دردی که برای من هست، تسکینی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: بیانگر این است که آنچه درباره درد و درمان میدانم، فقط این است که ای کاش درد افزایش یابد و درمان کاهش یابد.
هوش مصنوعی: شما اجازه دارید که خونریزی کنید، اما اجازهتان این است که با نام خدا این کار را از همین لحظه آغاز کنید.
هوش مصنوعی: هرگز روزی را نمیبینم که بدون دوست زندگی کنم و در دل بیخیال باشم؛ چرا که حتی در چشمانم غمی وجود دارد.
هوش مصنوعی: عجب دوستی دارم که وقتی او غمگین میشود، من هم با او غمگین میشوم و این احساس را با او تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: کامل بودن و رسیدن به حقیقت، با رنج و درد همراه است و پس از آن به یاد دوستان قدیمی میافتد.
هوش مصنوعی: عکس العمل و جواب کسی به خواستههای تو به دست نیامده و هیچ کس نمیتواند به طور قطع بگوید که این پاسخ چگونه خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به پاکی سید فرزند آدم
به نیکی رهنمای خلق عالم
درین محنت سرای شادی و غم
که گاهی ماژ باشد گاه ماتم
غمم غم بی و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
چو دانستم که گردندهست عالم
نیاید مرد را بنیاد محکم
پس آن بهتر که ما در وی مقیمیم
شبان و روز با هم مست و خرم
مرا زان چه که چونان گفت ابلیس
[...]
مبارک باد و میمون باد و خرم
همایون خلعت سلطان عالم
بلی خود خلعت سلطان بهرحال
مبارک باشد و میمون و خرم
ترا بیرون ز تشریف شهنشاه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.