قدمت آن با الف با سرو سیمین
بگویم راست هم آنی و هم این
خط سبزت زرخ دل بردن آموخت
که طوطی گیرد از آئینه تلقین
از بیماری مرا درد سری نیست
چو خاک آستان نست بالین
برویت زلف را طی مکانست
که شب در روم باشد روز در چین
زهی فرهاد و شیرینکاری او
که دنیی کرد و دین در کار شیرین
به از فرهاد مرد بار غم نیست
که بار عاشقی باریست سنگین
کمال از لطف آن به گوی و رخسار
که خوش باشد حکایت های رنگین



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و محبتی میپردازد که در عشق و دلدادگی تجربه کرده است. او از زیبایی معشوقش با اشاره به خصوصیات ظاهری و روحیاش سخن میگوید و به تأثیر آن بر دل و جانش اشاره میکند. وجود عشق را به مانند باری سنگین توصیف میکند که تحملش برای عاشق دشوار اما ضروری است. در انتها، شاعر به هنرمندی و مهارت معشوق خود اشاره میکند و از جاذبههای ظاهری و باطنی او به خوبی یاد میکند.
هوش مصنوعی: میگویم که قدت به اندازهای است که با موی زیبای نقرهای تو قابل مقایسه است، و هم اکنون به همان اندازه زیبا و دوستداشتنی هستی.
هوش مصنوعی: خط سبز تو از روی دل برمیدارد و به من یاد میدهد که چطور مانند طوطی از آینه بازتاب خود را بگیرم.
هوش مصنوعی: من از بیماری خود دردی ندارم، چون مثل خاک در آستانهات نازک و بیاهمیت هستم.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند نقطهای است که در مکانی زنجیر شده است؛ به طوری که در یک دنیا شب و در دنیای دیگر روز وجود دارد.
هوش مصنوعی: فرهاد و شیرین با عشق و هنر خود زندگی را زیبا کردند و در دل خود ایمان و محبت را جای دادند.
هوش مصنوعی: بهتر از فرهاد، کسی نیست که بار غم را به دوش بکشد، زیرا بار عاشقی باری بسیار سنگین است.
هوش مصنوعی: کمال و زیبایی از محبت او به زبان و چهرهاش ناشی میشود، زیرا که چهرهاش داستانهای رنگارنگ و شادیبخشی را بازگو میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در او افراشته درهای سیمین
جواهرها نشانده در بلندین
کدامین پادشه را بود چندین
ز مصر و شام و موصل تا درِ چین
جهان را یادگارست از سلاطین
شه ایران و توران ناصرالدین
ملک سنجر ولیعهد ملک شاه
خداوند ملوک مشرق و چین
فروزان آفتابی عالم افروز
[...]
سلیمان را نگین بود و ترا دین
سکندر داشت آیینه، تو آیین
دم شیر خدا میرفت تا چین
ز علمش ناف آهو گشت مشکین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.