دل سوی او رفت جان هم گو برو
جان و سر گو در سر دلجو
گر سر شوریده چون گو برفت
برو بر سر چوگان زلفش گو
تا نیفتد راز ما برروی روز
برو ای سرشک امشب ز پیش رو برو
جوی چشم آب روان دارد هنوز
گر ملولی لب لب این جو برو
ای دل از جام عدم دل برمگیر
در پی روی نکو نیکو برو
ای صبا گر جانفشانیت آرزوست
بر سر آن ستبل گلبو برو
چون سراید بر گل رویش کمال
از چمن گو بلبل خوشگر برو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و محبت عمیق خود به معشوق میپردازد. او دل و جانش را به سوی محبوب روانه میکند و از او میخواهد که به سراغش برود. در شعر، به زیباییهای معشوق و حال و هوای عاشقانه اشاره میشود و شاعر از صبا میخواهد که اگر آرزوی جانفشانی دارد، به معشوق برسد. همچنین، او از دلش میخواهد که به جستجوی معشوق و زیباییهای او نپردازد و بر بیقراری و شگفتیهای عشق تأکید میکند. در نهایت، بلبل به عنوان نشانهای از شوق و عشق، پیامآور زیباییهای معشوق تلقی میشود.
هوش مصنوعی: دل به سوی او شتافت و جان نیز به او گفت: برو، جان و سر را در دلِ جویای او قرار بده.
هوش مصنوعی: اگر حالت پریشانی داری، همانند مجنون برو و بر سر چوگان زلف او بگو.
هوش مصنوعی: تا زمانی که راز ما فاش نشود، ای اشک من، امشب از جلوی چشمانم دور شو.
هوش مصنوعی: چشمی که همیشه پر از آب است، هنوز هم جاری و زنده است. اگر از چیزی ناراحت هستی، به این چشمه نگاه کن و به آن برو.
هوش مصنوعی: ای دل، از دنیای بیحالی و ناامیدی دست نکش و در پی انسانی نیکو و نیکرفتار باش.
هوش مصنوعی: ای نسیم، اگر آرزوی جانفشانی برای تو داری، بر بالای آن مرز گلی برو.
هوش مصنوعی: وقتی بلبل بر روی زیبای گل میخواند، از چمن بگو که چقدر خوشبو و دلانگیز است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون فروماندی ز بد کردار خویش
پارسا گشتی کنون و نیک خو
آن مثل کز پیش گفتند، ای پسر،
من به شعر آرم کنون از بهر تو
گند پیری گفت کهش خردی بریخت
[...]
هموم رجال فی امور کثیرة
و همّی من الدنیا صدیق مساعد
هر کسی محراب دارد هر سویی
باز محراب سنایی کوی او
جزو گردد، کل شود، نه کل، نه جزو
صورتی باشد صفت نه جان، نه عضو
ای بکرده رخت عشاقان گرو
خون مریز این عاشقان را و مرو
بر سر ره تو ز خون آثار بین
هر طرف تو نعره خونین شنو
گفتم این دل را که چوگانش ببین
[...]
خویشتن مشغول گردانم بدو
ور سنان انصاف بستانم از و
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.